| جمع | schmalzs |
schmalz on toast
چربی خوک روی تست
schmalz in cooking
چربی خوک در آشپزی
schmalz for flavor
چربی خوک برای طعم
schmalz and onions
چربی خوک و پیاز
schmalz spread thick
چربی خوک به صورت ضخیم پخش شده
schmalz in recipes
چربی خوک در دستور العملها
schmalz for frying
چربی خوک برای سرخ کردن
schmalz and bread
چربی خوک و نان
schmalz with herbs
چربی خوک با گیاهان معطر
schmalz in sandwiches
چربی خوک در ساندویچها
he spread schmalz on his bread for breakfast.
او برای صبحانه، چربکننده (schmalz) روی نان خود مالید.
the film was full of schmalz and melodrama.
فیلم پر از چربکننده (schmalz) و درام بود.
she loves the schmalz in romantic comedies.
او عاشق چربکننده (schmalz) در کمدیهای رمانتیک است.
don't be so schmalzy; keep it real.
آنقدر اغراقآمیز (schmalzy) نباشید؛ واقعی بمانید.
his speech was filled with schmalz and clichés.
سخنرانی او پر از چربکننده (schmalz) و کلیشهها بود.
the song was a bit too schmalzy for my taste.
آهنگ کمی بیش از حد چربکننده (schmalz) بود، با سلیقهی من.
they decorated the event with a lot of schmalz.
آنها رویداد را با مقدار زیادی چربکننده (schmalz) تزئین کردند.
some people find schmalz comforting in difficult times.
برخی افراد چربکننده (schmalz) را در زمانهای سخت دلگرمکننده میدانند.
the novel was criticized for its schmalzy ending.
رمان به خاطر پایانبندی اغراقآمیز (schmalzy) مورد انتقاد قرار گرفت.
he always adds a touch of schmalz to his stories.
او همیشه کمی چربکننده (schmalz) به داستانهایش اضافه میکند.
schmalz on toast
چربی خوک روی تست
schmalz in cooking
چربی خوک در آشپزی
schmalz for flavor
چربی خوک برای طعم
schmalz and onions
چربی خوک و پیاز
schmalz spread thick
چربی خوک به صورت ضخیم پخش شده
schmalz in recipes
چربی خوک در دستور العملها
schmalz for frying
چربی خوک برای سرخ کردن
schmalz and bread
چربی خوک و نان
schmalz with herbs
چربی خوک با گیاهان معطر
schmalz in sandwiches
چربی خوک در ساندویچها
he spread schmalz on his bread for breakfast.
او برای صبحانه، چربکننده (schmalz) روی نان خود مالید.
the film was full of schmalz and melodrama.
فیلم پر از چربکننده (schmalz) و درام بود.
she loves the schmalz in romantic comedies.
او عاشق چربکننده (schmalz) در کمدیهای رمانتیک است.
don't be so schmalzy; keep it real.
آنقدر اغراقآمیز (schmalzy) نباشید؛ واقعی بمانید.
his speech was filled with schmalz and clichés.
سخنرانی او پر از چربکننده (schmalz) و کلیشهها بود.
the song was a bit too schmalzy for my taste.
آهنگ کمی بیش از حد چربکننده (schmalz) بود، با سلیقهی من.
they decorated the event with a lot of schmalz.
آنها رویداد را با مقدار زیادی چربکننده (schmalz) تزئین کردند.
some people find schmalz comforting in difficult times.
برخی افراد چربکننده (schmalz) را در زمانهای سخت دلگرمکننده میدانند.
the novel was criticized for its schmalzy ending.
رمان به خاطر پایانبندی اغراقآمیز (schmalzy) مورد انتقاد قرار گرفت.
he always adds a touch of schmalz to his stories.
او همیشه کمی چربکننده (schmalz) به داستانهایش اضافه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید