schmoozed clients
مهماننوشیدن با مشتریان
schmoozed colleagues
مهماننوشیدن با همکاران
schmoozed investors
مهماننوشیدن با سرمایهگذاران
schmoozed executives
مهماننوشیدن با مدیران
schmoozed friends
مهماننوشیدن با دوستان
schmoozed partners
مهماننوشیدن با شرکا
schmoozed guests
مهماننوشیدن با مهمانان
schmoozed contacts
مهماننوشیدن با مخاطبین
schmoozed prospects
مهماننوشیدن با مشتریان بالقوه
schmoozed audiences
مهماننوشیدن با مخاطبان
he schmoozed with the executives at the party.
او با مدیران در مهمانی خوشگویی کرد.
she schmoozed her way into the vip section.
او با خوشگویی خود راهش را به بخش ویژه باز کرد.
they schmoozed over drinks after the conference.
آنها بعد از کنفرانس در حالی که مینوشیدند خوشگویی کردند.
he always schmoozes to get ahead in his career.
او همیشه خوشگویی میکند تا در حرفهاش پیشرفت کند.
at the networking event, she schmoozed with potential clients.
در رویداد شبکه سازی، او با مشتریان بالقوه خوشگویی کرد.
the politician schmoozed with voters to gain support.
آن سیاستمدار برای کسب حمایت با رایدهندگان خوشگویی کرد.
he schmoozed with the media to get good coverage.
او برای کسب پوشش رسانه ای با رسانهها خوشگویی کرد.
he schmoozed with the guests to make them feel welcome.
او با مهمانان خوشگویی کرد تا احساس خوشایندی کنند.
schmoozed clients
مهماننوشیدن با مشتریان
schmoozed colleagues
مهماننوشیدن با همکاران
schmoozed investors
مهماننوشیدن با سرمایهگذاران
schmoozed executives
مهماننوشیدن با مدیران
schmoozed friends
مهماننوشیدن با دوستان
schmoozed partners
مهماننوشیدن با شرکا
schmoozed guests
مهماننوشیدن با مهمانان
schmoozed contacts
مهماننوشیدن با مخاطبین
schmoozed prospects
مهماننوشیدن با مشتریان بالقوه
schmoozed audiences
مهماننوشیدن با مخاطبان
he schmoozed with the executives at the party.
او با مدیران در مهمانی خوشگویی کرد.
she schmoozed her way into the vip section.
او با خوشگویی خود راهش را به بخش ویژه باز کرد.
they schmoozed over drinks after the conference.
آنها بعد از کنفرانس در حالی که مینوشیدند خوشگویی کردند.
he always schmoozes to get ahead in his career.
او همیشه خوشگویی میکند تا در حرفهاش پیشرفت کند.
at the networking event, she schmoozed with potential clients.
در رویداد شبکه سازی، او با مشتریان بالقوه خوشگویی کرد.
the politician schmoozed with voters to gain support.
آن سیاستمدار برای کسب حمایت با رایدهندگان خوشگویی کرد.
he schmoozed with the media to get good coverage.
او برای کسب پوشش رسانه ای با رسانهها خوشگویی کرد.
he schmoozed with the guests to make them feel welcome.
او با مهمانان خوشگویی کرد تا احساس خوشایندی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید