scient

[ایالات متحده]/ˈsaɪənt/
[بریتانیا]/ˈsaɪənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دانا یا ماهر
Word Forms
صفت تفضیلیscienter

عبارات و ترکیب‌ها

scientific method

روش علمی

scientific research

تحقیقات علمی

scientific evidence

شواهد علمی

scientific community

جامعه علمی

scientific approach

رویکرد علمی

scientific theory

نظریه علمی

scientific study

مطالعه علمی

scientific knowledge

دانش علمی

scientific discipline

رشته علمی

scientific inquiry

تحقیقات علمی

جملات نمونه

she has a scientific approach to problem-solving.

او رویکرد علمی به حل مسئله دارد.

the scientist conducted an experiment in the lab.

دانشمند یک آزمایش را در آزمایشگاه انجام داد.

his scientific knowledge is impressive.

دانش علمی او قابل تحسین است.

they published their findings in a scientific journal.

آنها یافته های خود را در یک مجله علمی منتشر کردند.

she is pursuing a scientific career in biology.

او در حال دنبال کردن یک شغل علمی در رشته زیست شناسی است.

scientific research is essential for technological advancement.

تحقیقات علمی برای پیشرفت فناوری ضروری است.

the scientific method involves observation and experimentation.

روش علمی شامل مشاهده و آزمایش می شود.

he is known for his scientific contributions to climate change.

او به خاطر مشارکت های علمی خود در زمینه تغییرات آب و هوایی شناخته شده است.

understanding scientific principles is crucial for innovation.

درک اصول علمی برای نوآوری بسیار مهم است.

she gave a scientific presentation at the conference.

او یک ارائه علمی در کنفرانس ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید