scienter

[ایالات متحده]/ˈsaɪəntə/
[بریتانیا]/ˈsaɪˌɛntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش از نادرستی یک عمل؛ نادرستی عمدی

عبارات و ترکیب‌ها

scienter liable

مسئولیت ناشی از قصد

scienter requirement

الزویۀ قصد

scienter standard

استاندارد قصد

scienter intent

قصد

scienter evidence

اثبات قصد

scienter knowledge

دانش یا آگاهی قصد

scienter action

اقدام ناشی از قصد

scienter finding

نتیجه‌گیری در مورد قصد

scienter element

عنصر قصد

scienter proof

اثبات قصد

جملات نمونه

he acted with scienter when he made those misleading statements.

او با علم و انگیزه آن اظهارات گمراه کننده را انجام داد.

the company was found liable for scienter in the fraud case.

شرکت به دلیل علم و انگیزه در پرونده کلاهبرداری مسئول شناخته شد.

proving scienter is essential in securities fraud litigation.

اثبات علم و انگیزه در دعاوی کلاهبرداری اوراق بهادار ضروری است.

her scienter in the transaction led to severe penalties.

علم و انگیزه او در معامله منجر به مجازات‌های شدید شد.

the court required evidence of scienter to proceed with the case.

دادگاه برای ادامه رسیدگی به پروندهه، ارائه مدرک مبنی بر علم و انگیزه را خواستار شد.

without scienter, the charges may not hold up in court.

بدون علم و انگیزه، اتهامات ممکن است در دادگاه ثابت نشوند.

he denied having scienter during the investigation.

او انکار کرد که در طول تحقیقات علم و انگیزه داشته است.

scienter is often difficult to prove in complex cases.

علم و انگیزه اغلب در موارد پیچیده اثبات آن دشوار است.

the prosecutor must establish scienter to win the case.

دادستان باید برای برنده شدن در پرونده، علم و انگیزه را ثابت کند.

they were accused of acting with scienter in their business dealings.

آنها به انجام تجارت با علم و انگیزه متهم شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید