scoldings

[ایالات متحده]/ˈskəʊldɪŋz/
[بریتانیا]/ˈskoʊldɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز عدم رضایت یا انتقاد

عبارات و ترکیب‌ها

harsh scoldings

توبیه‌های شدید

frequent scoldings

توبیه‌های مکرر

gentle scoldings

توبیه‌های ملایم

public scoldings

توبیه‌های علنی

childhood scoldings

توبیه‌های دوران کودکی

parental scoldings

توبیه‌های والدین

school scoldings

توبیه‌های مدرسه

loud scoldings

توبیه‌های بلند

minor scoldings

توبیه‌های جزئی

daily scoldings

توبیه‌های روزانه

جملات نمونه

she received scoldings from her boss for being late.

او از طرف رئیسش برای دیر رسیدن توبیخ شد.

his constant scoldings made the children feel anxious.

توبیخ‌های مداوم باعث ایجاد اضطراب در کودکان شد.

after the scoldings, he promised to improve his behavior.

پس از توبیخ، او قول داد رفتار خود را بهبود بخشد.

she learned to ignore the scoldings and focus on her work.

او یاد گرفت که توبیخ‌ها را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.

frequent scoldings can lead to low self-esteem in children.

توبیخ‌های مکرر می‌تواند منجر به عزت نفس پایین در کودکان شود.

he felt hurt by the scoldings, even though he tried to act tough.

او از توبیخ‌ها ناراحت شد، اگرچه سعی کرد وانمود کند که قوی است.

parents should be careful with their scoldings to avoid damaging their relationship.

والدین باید در هنگام توبیخ مراقب باشند تا به رابطه خود آسیب نرسانند.

her scoldings were often followed by moments of affection.

توبیخ‌های او اغلب با لحظاتی از محبت همراه بود.

he couldn't handle the scoldings and decided to quit his job.

او نمی‌توانست با توبیخ‌ها کنار بیاید و تصمیم گرفت شغل خود را ترک کند.

scoldings are sometimes necessary to correct bad behavior.

توبیخ گاهی اوقات برای اصلاح رفتار بد ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید