scotched

[ایالات متحده]/skɒtʃt/
[بریتانیا]/skɑːtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری کردن یا مانع شدن؛ متوقف کردن (چرخ‌ها) از چرخش؛ کمی آسیب زدن؛ سرکوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scotched plan

طرح ناکام

scotched rumor

شایعه ناکام

scotched deal

معامله ناکام

scotched hopes

امید ناکام

scotched project

پروژه ناکام

scotched idea

ایده ناکام

scotched threat

تهدید ناکام

scotched proposal

پیشنهاد ناکام

scotched initiative

ابتکار ناکام

scotched campaign

کمپین ناکام

جملات نمونه

the rumors were scotched by the official statement.

شایعات توسط بیانیه رسمی خنثی شد.

his plans were scotched at the last minute.

برنامه‌های او در آخرین لحظه خنثی شد.

they scotched the proposal after much debate.

آنها پیشنهاد را پس از بحث‌های فراوان خنثی کردند.

the team's chances of winning were scotched by injuries.

شانس تیم برای برنده شدن به دلیل مصدومیت‌ها خنثی شد.

her fears were scotched when she received the good news.

ترس‌های او وقتی خبر خوبی دریافت کرد، رفع شد.

the scandal scotched his political career.

رسوایی، زندگی سیاسی او را نابود کرد.

they scotched any doubts about their commitment.

آنها هرگونه تردید در مورد تعهد خود را از بین بردند.

the deal was scotched due to legal issues.

به دلیل مشکلات قانونی، معامله لغو شد.

she scotched the idea of moving abroad.

او ایده نقل مکان به خارج از کشور را از بین برد.

the investigation scotched the conspiracy theories.

تحقیقات، نظریه‌های توطئه را خنثی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید