the scourgers
پرسن
scourgers and
پرسن و
scourgers of
پرسن از
scourgers fled
پرسن فرار کردند
the media has become one of the most fierce scourgers of political corruption.
رسانه به یکی از شدیدترین میانهگریزان فساد سیاسی تبدیل شده است.
moral scourgers in society often criticize those who violate ethical standards.
میانهگریزان اخلاق در جامعه اغلب کسانی را که استانداردهای اخلاقی را نقض میکنند، مورد انتقاد قرار میدهند.
environmental activists see factories as the scourgers of nature.
فعالان محیط زیست کارخانهها را به عنوان میانهگریزان طبیعت میبینند.
religious leaders sometimes act as spiritual scourgers for sinners.
رهبران دینی گاهی به عنوان میانهگریزان روحی برای گناهکاران عمل میکنند.
the press serves as scourgers of government misconduct.
رسانه به عنوان میانهگریزان اشتباهات دولتی عمل میکند.
online critics have become modern scourgers of celebrity behavior.
انتقادات اینترنتی به عنوان میانهگریزان مدرن رفتار ستارههای فضای عمومی شدهاند.
reformers were historical scourgers of social injustice.
اصلاحطلبان به عنوان میانهگریزان تاریخی نابرابری اجتماعی بودند.
conservative commentators view themselves as scourgers of liberal values.
کارگویان م守تی خود را به عنوان میانهگریزان ارزشهای آزادگری میبینند.
the documentary exposed the corporation as one of the worst scourgers of public trust.
مستند شرکت را به عنوان یکی از بدترین میانهگریزان اعتماد عمومی آشکار کرد.
teachers sometimes act as scourgers of academic dishonesty.
معلمان گاهی به عنوان میانهگریزان غیبت علمی عمل میکنند.
environmental groups protest against companies that are scourgers of the rainforest.
گروههای محیط زیست علیه شرکتهایی که میانهگریزان جنگلهای بارانی هستند، اعتراض میکنند.
the judge warned lawyers not to become scourgers of the court system.
دیوان به وکیلها هشدار داد که نباید به میانهگریزان سیستم دادگاه تبدیل شوند.
the scourgers
پرسن
scourgers and
پرسن و
scourgers of
پرسن از
scourgers fled
پرسن فرار کردند
the media has become one of the most fierce scourgers of political corruption.
رسانه به یکی از شدیدترین میانهگریزان فساد سیاسی تبدیل شده است.
moral scourgers in society often criticize those who violate ethical standards.
میانهگریزان اخلاق در جامعه اغلب کسانی را که استانداردهای اخلاقی را نقض میکنند، مورد انتقاد قرار میدهند.
environmental activists see factories as the scourgers of nature.
فعالان محیط زیست کارخانهها را به عنوان میانهگریزان طبیعت میبینند.
religious leaders sometimes act as spiritual scourgers for sinners.
رهبران دینی گاهی به عنوان میانهگریزان روحی برای گناهکاران عمل میکنند.
the press serves as scourgers of government misconduct.
رسانه به عنوان میانهگریزان اشتباهات دولتی عمل میکند.
online critics have become modern scourgers of celebrity behavior.
انتقادات اینترنتی به عنوان میانهگریزان مدرن رفتار ستارههای فضای عمومی شدهاند.
reformers were historical scourgers of social injustice.
اصلاحطلبان به عنوان میانهگریزان تاریخی نابرابری اجتماعی بودند.
conservative commentators view themselves as scourgers of liberal values.
کارگویان م守تی خود را به عنوان میانهگریزان ارزشهای آزادگری میبینند.
the documentary exposed the corporation as one of the worst scourgers of public trust.
مستند شرکت را به عنوان یکی از بدترین میانهگریزان اعتماد عمومی آشکار کرد.
teachers sometimes act as scourgers of academic dishonesty.
معلمان گاهی به عنوان میانهگریزان غیبت علمی عمل میکنند.
environmental groups protest against companies that are scourgers of the rainforest.
گروههای محیط زیست علیه شرکتهایی که میانهگریزان جنگلهای بارانی هستند، اعتراض میکنند.
the judge warned lawyers not to become scourgers of the court system.
دیوان به وکیلها هشدار داد که نباید به میانهگریزان سیستم دادگاه تبدیل شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید