| جمع | scrabblings |
scrabbling for answers
به دنبال پاسخ گشتن
scrabbling in dirt
در خاک جستجو کردن
scrabbling up rocks
روی سنگها جستجو کردن
scrabbling around
چنانچه جستجو کردن
scrabbling for food
به دنبال غذا گشتن
scrabbling through papers
در میان کاغذها جستجو کردن
scrabbling for space
به دنبال فضای بیشتر گشتن
scrabbling to survive
برای زنده ماندن تلاش کردن
scrabbling for attention
به دنبال جلب توجه گشتن
she was scrabbling through her bag to find her keys.
او در حال جست و جوی کلیدهای خود در کیفش بود.
the children were scrabbling up the hill to catch the ice cream truck.
کودکان برای رسیدن به وانت بستنی در حال بالا رفتن از تپه بودند.
he was scrabbling for answers during the pop quiz.
او در طول آزمون ناگهانی در حال جستجو برای یافتن پاسخ بود.
she found herself scrabbling to finish the project before the deadline.
او متوجه شد که برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر در حال تلاش است.
the cat was scrabbling at the door to be let in.
گربه در حال خراش دادن در بود تا راه بیاورند.
he was scrabbling for words to express his feelings.
او در حال تلاش برای یافتن کلماتی برای بیان احساسات خود بود.
they were scrabbling over the last piece of pizza.
آنها برای آخرین تکه پیتزا در حال کشمکش بودند.
she was scrabbling to get her notes organized before the meeting.
او در حال تلاش برای سازماندهی یادداشت های خود قبل از جلسه بود.
the dog was scrabbling in the dirt, looking for a bone.
سگ در حال کندن خاک به دنبال استخوان بود.
he was scrabbling to climb the steep rock face.
او در حال تلاش برای بالا رفتن از سطح صخره شیب دار بود.
scrabbling for answers
به دنبال پاسخ گشتن
scrabbling in dirt
در خاک جستجو کردن
scrabbling up rocks
روی سنگها جستجو کردن
scrabbling around
چنانچه جستجو کردن
scrabbling for food
به دنبال غذا گشتن
scrabbling through papers
در میان کاغذها جستجو کردن
scrabbling for space
به دنبال فضای بیشتر گشتن
scrabbling to survive
برای زنده ماندن تلاش کردن
scrabbling for attention
به دنبال جلب توجه گشتن
she was scrabbling through her bag to find her keys.
او در حال جست و جوی کلیدهای خود در کیفش بود.
the children were scrabbling up the hill to catch the ice cream truck.
کودکان برای رسیدن به وانت بستنی در حال بالا رفتن از تپه بودند.
he was scrabbling for answers during the pop quiz.
او در طول آزمون ناگهانی در حال جستجو برای یافتن پاسخ بود.
she found herself scrabbling to finish the project before the deadline.
او متوجه شد که برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر در حال تلاش است.
the cat was scrabbling at the door to be let in.
گربه در حال خراش دادن در بود تا راه بیاورند.
he was scrabbling for words to express his feelings.
او در حال تلاش برای یافتن کلماتی برای بیان احساسات خود بود.
they were scrabbling over the last piece of pizza.
آنها برای آخرین تکه پیتزا در حال کشمکش بودند.
she was scrabbling to get her notes organized before the meeting.
او در حال تلاش برای سازماندهی یادداشت های خود قبل از جلسه بود.
the dog was scrabbling in the dirt, looking for a bone.
سگ در حال کندن خاک به دنبال استخوان بود.
he was scrabbling to climb the steep rock face.
او در حال تلاش برای بالا رفتن از سطح صخره شیب دار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید