scrabbling

[ایالات متحده]/ˈskræb.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskræb.əl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور شتابزده یا بی‌دقت حرکت کردن یا خراشیدن; برای پیدا کردن چیزی با استفاده از دست‌ها یا انگشتان جستجو کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

scrabbling for answers

به دنبال پاسخ گشتن

scrabbling in dirt

در خاک جستجو کردن

scrabbling up rocks

روی سنگ‌ها جستجو کردن

scrabbling around

چنان‌چه جستجو کردن

scrabbling for food

به دنبال غذا گشتن

scrabbling through papers

در میان کاغذها جستجو کردن

scrabbling for space

به دنبال فضای بیشتر گشتن

scrabbling to survive

برای زنده ماندن تلاش کردن

scrabbling for attention

به دنبال جلب توجه گشتن

جملات نمونه

she was scrabbling through her bag to find her keys.

او در حال جست و جوی کلیدهای خود در کیفش بود.

the children were scrabbling up the hill to catch the ice cream truck.

کودکان برای رسیدن به وانت بستنی در حال بالا رفتن از تپه بودند.

he was scrabbling for answers during the pop quiz.

او در طول آزمون ناگهانی در حال جستجو برای یافتن پاسخ بود.

she found herself scrabbling to finish the project before the deadline.

او متوجه شد که برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر در حال تلاش است.

the cat was scrabbling at the door to be let in.

گربه در حال خراش دادن در بود تا راه بیاورند.

he was scrabbling for words to express his feelings.

او در حال تلاش برای یافتن کلماتی برای بیان احساسات خود بود.

they were scrabbling over the last piece of pizza.

آنها برای آخرین تکه پیتزا در حال کشمکش بودند.

she was scrabbling to get her notes organized before the meeting.

او در حال تلاش برای سازماندهی یادداشت های خود قبل از جلسه بود.

the dog was scrabbling in the dirt, looking for a bone.

سگ در حال کندن خاک به دنبال استخوان بود.

he was scrabbling to climb the steep rock face.

او در حال تلاش برای بالا رفتن از سطح صخره شیب دار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید