A few scrawny chickens were scratching around the yard.
چندین مرغ لاغر بودند که در حیاط مشغول کند و کاوید.
She is so scrawny that she needs to eat more.
او آنقدر لاغر است که باید بیشتر بخورد.
The scrawny stray cat looked hungry and in need of care.
گربه ولگرد لاغر به نظر گرسنه و نیازمند مراقبت بود.
He tried to lift the scrawny branches off the ground.
او سعی کرد شاخه های لاغر را از روی زمین بلند کند.
The scrawny dog was shivering in the cold.
سگ لاغر از سرما می لرزید.
She wore a scrawny necklace that barely fit around her neck.
او یک گردنبند لاغر پوشیده بود که به سختی دور گردنش قرار می گرفت.
The scrawny man struggled to lift the heavy box.
مرد لاغر برای بلند کردن جعبه سنگین تلاش کرد.
Despite his scrawny appearance, he was surprisingly strong.
با وجود ظاهر لاغرش، او به طرز شگفت انگیزی قوی بود.
The scrawny tree struggled to survive in the dry soil.
درخت لاغر برای زنده ماندن در خاک خشک تلاش کرد.
She wrapped her scrawny arms around her knees as she sat on the cold ground.
او دست های لاغر خود را دور زانوهایش حلقه کرد، در حالی که روی زمین سرد نشسته بود.
The scrawny boy was often teased by his classmates for his thin frame.
پسر لاغر اغلب به دلیل اندام لاغرش توسط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گرفت.
A few scrawny chickens were scratching around the yard.
چندین مرغ لاغر بودند که در حیاط مشغول کند و کاوید.
She is so scrawny that she needs to eat more.
او آنقدر لاغر است که باید بیشتر بخورد.
The scrawny stray cat looked hungry and in need of care.
گربه ولگرد لاغر به نظر گرسنه و نیازمند مراقبت بود.
He tried to lift the scrawny branches off the ground.
او سعی کرد شاخه های لاغر را از روی زمین بلند کند.
The scrawny dog was shivering in the cold.
سگ لاغر از سرما می لرزید.
She wore a scrawny necklace that barely fit around her neck.
او یک گردنبند لاغر پوشیده بود که به سختی دور گردنش قرار می گرفت.
The scrawny man struggled to lift the heavy box.
مرد لاغر برای بلند کردن جعبه سنگین تلاش کرد.
Despite his scrawny appearance, he was surprisingly strong.
با وجود ظاهر لاغرش، او به طرز شگفت انگیزی قوی بود.
The scrawny tree struggled to survive in the dry soil.
درخت لاغر برای زنده ماندن در خاک خشک تلاش کرد.
She wrapped her scrawny arms around her knees as she sat on the cold ground.
او دست های لاغر خود را دور زانوهایش حلقه کرد، در حالی که روی زمین سرد نشسته بود.
The scrawny boy was often teased by his classmates for his thin frame.
پسر لاغر اغلب به دلیل اندام لاغرش توسط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید