scrimps

[ایالات متحده]/skrɪmps/
[بریتانیا]/skrɪmps/

ترجمه

v. به طور صرفه‌جویانه زندگی کردن یا به تدریج پول پس‌انداز کردن؛ خسیس یا بخیل بودن؛ کاهش دادن یا کم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scrimps and saves

صرفه‌جویی و پس‌انداز

scrimps on expenses

صرفه‌جویی در هزینه‌ها

scrimps for cash

صرفه‌جویی برای پول نقد

scrimps on food

صرفه‌جویی در غذا

scrimps on supplies

صرفه‌جویی در لوازم

scrimps on time

صرفه‌جویی در زمان

scrimps on quality

صرفه‌جویی در کیفیت

scrimps on travel

صرفه‌جویی در سفر

scrimps on luxury

صرفه‌جویی در تجملات

scrimps on services

صرفه‌جویی در خدمات

جملات نمونه

she always scrimps on groceries to save money.

او همیشه در مورد خریدهای مواد غذایی صرفه جویی می‌کند تا پول پس انداز کند.

he scrimps on his meals to afford rent.

او برای پرداخت اجاره، در وعده‌های غذایی خود صرفه‌جویی می‌کند.

they scrimped on their wedding budget.

آنها در بودجه عروسی خود صرفه‌جویی کردند.

she scrimps on utilities to keep her bills low.

او برای پایین نگه داشتن قبض‌هایش، در مورد قبوض خدمات صرفه‌جویی می‌کند.

he scrimps on entertainment expenses.

او در هزینه‌های سرگرمی صرفه‌جویی می‌کند.

to save for a vacation, they scrimped on dining out.

برای پس انداز برای یک تعطیلات، آنها در صرف غذا در بیرون از خانه صرفه‌جویی کردند.

she scrimps on clothing to buy a new car.

او برای خرید یک ماشین جدید، در مورد لباس‌ها صرفه‌جویی می‌کند.

they scrimped on their home renovation.

آنها در بازسازی خانه خود صرفه‌جویی کردند.

he scrimps on travel expenses to save for education.

او برای پس انداز برای تحصیل، در هزینه‌های سفر صرفه‌جویی می‌کند.

she scrimps on gifts during the holidays.

او در طول تعطیلات در مورد هدیه‌ها صرفه‌جویی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید