a brief stint
دوره کوتاه
film director's stint
دوره زمانی کارگردان فیلم
Don't stint the food.
غذای کم نکنید.
he's doing a stint in the big house.
او در زندان دوره ای را می گذراند.
he doesn't stint on wining and dining.
او در مورد شام و نوشیدنی کم نمی کند.
Don’t stint yourself;take all you want.
خودتان را محدود نکنید؛ همه آنچه می خواهید را بردارید.
to avoid having to stint yourself, budget in advance.
برای جلوگیری از نیاز به محدود کردن خود، از قبل بودجه بندی کنید.
a collector with an eye for quality and the means to indulge it without stint .
گردآورنده ای با چشمی برای کیفیت و امکانات برای لذت بردن از آن بدون کم فروشی.
He did a two-year stint in the army when he left school.
وقتی از مدرسه فارغ التحصیل شد، او یک دوره دو ساله در ارتش گذراند.
his varied career included a stint as a magician.
مسیر حرفه ای متنوع او شامل دوره ای به عنوان یک شعبده باز بود.
Her stint as a lifeguard usually consumes three hours a day.
دوره او به عنوان نجاتگر ساحل معمولاً سه ساعت در روز طول میکشد.
Penny-pinching landlords stinted their tenants on heat and hot water.
مالکان خسیس، مستاجران خود را از گرما و آب گرم محروم می کردند.
After a news crew in Kansas City, Missouri, reported on his stint as a boilermaker, an unemployed dentist who saw the story decided to brush off his old welding skills and apply.
بعد از اینکه یک گروه خبری در کانزاس سیتی، میزوری، در مورد دوره او به عنوان یک مونتاژکار دیگ گزارش کرد، یک دندانپزشک بیکار که داستان را دید، تصمیم گرفت مهارت های جوشکاری قدیمی خود را کنار بگذارد و درخواست دهد.
12 That such things as cannot be divided the enjoyed in Common if it can be; and if the quantity of the thing permit without Stint; otherwise Proportionably to the number of them that have Right.
12 آن چیزهایی که قابل تقسیم نیستند، در صورت امکان در اشتراک لذت برده می شوند؛ و اگر مقدار آن اجازه دهد بدون محدودیت؛ در غیر این صورت متناسب با تعداد کسانی که حق دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید