scrimshanked

[ایالات متحده]/ˈskrɪmʃæŋkt/
[بریتانیا]/ˈskrɪmʃæŋkt/

ترجمه

v. برای شانه خالی کردن از وظیفه یا مسئولیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

scrimshanked sailor

ملوان دزدکی

scrimshanked knife

چاقوی دزدکی

scrimshanked whale

نهنگ دزدکی

scrimshanked art

هنر دزدکی

scrimshanked piece

قطعه دزدکی

scrimshanked ivory

عاج دزدکی

scrimshanked tradition

آدتی دزدکی

scrimshanked craft

صنعت دزدکی

scrimshanked exhibit

نمایشگاه دزدکی

scrimshanked collection

کلکسیون دزدکی

جملات نمونه

he felt scrimshanked after missing the deadline.

او بعد از از دست دادن مهلت مقرر احساس دلسردگی کرد.

she scrimshanked her way through the project.

او با وجود کمبود منابع، پروژه را به اتمام رساند.

they were scrimshanked by the sudden changes in plans.

آنها به دلیل تغییرات ناگهانی در برنامه ها احساس ناامیدی کردند.

feeling scrimshanked, he decided to take a break.

با احساس دلسردگی، او تصمیم گرفت استراحت کند.

the scrimshanked atmosphere made everyone uneasy.

فضای دلسرد کننده باعث ناراحتی همه شد.

after the argument, she felt scrimshanked and alone.

بعد از بحث، او احساس دلسردی و تنهایی کرد.

he was scrimshanked, unsure of what to do next.

او احساس دلسردگی کرد و نمی دانست چه کار باید بکند.

the scrimshanked look on his face was evident.

چهره دلسرد او کاملاً آشکار بود.

she scrimshanked her response to the unexpected question.

او به سرعت و بدون فکر کردن به سوال غیرمنتظره پاسخ داد.

everyone felt scrimshanked during the tense meeting.

در طول جلسه پرتنش، همه احساس دلسردگی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید