scrubby

[ایالات متحده]/'skrʌbɪ/
[بریتانیا]/'skrʌbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوتاه قد، متراکم در درختچه‌ها، دارای موهای کوتاه و سفت زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

scrubby vegetation

گیاهان کم‌تراکم

جملات نمونه

scrubby tufts of grass.

توده‌های کوتاه و درهم‌ریخته از چمن.

The scrubby bushes were perfect hiding spots for the rabbits.

بوته‌های درهم‌ریخته، مکان‌های پنهان‌گیری مناسبی برای خرگوش‌ها بودند.

She used a scrubby brush to clean the stubborn stains.

او از یک برس زبر و خش‌دار برای پاک کردن لکه‌های سرسخت استفاده کرد.

The scrubby field was not suitable for farming.

زمین درهم‌ریخته برای کشاورزی مناسب نبود.

He wore old scrubby clothes for gardening.

او لباس‌های قدیمی و زبر برای باغبانی پوشید.

The scrubby neighborhood was in need of renovation.

محله درهم‌ریخته به بازسازی نیاز داشت.

The scrubby dog wandered around looking for food.

سگ درهم‌ریخته اطراف را برای پیدا کردن غذا جستجو کرد.

She found a scrubby sponge in the kitchen sink.

او یک اسفنج زبر در سینک ظرفشویی پیدا کرد.

The scrubby terrain made hiking difficult.

زمین ناهموار و زبر پیاده‌روی را دشوار می‌کرد.

The scrubby grass was trampled by the passing deer.

چمن درهم‌ریخته توسط گوزن‌های عبوری لگد مال شده بود.

He used a scrubby towel to dry off after swimming.

او از یک حوله زبر برای خشک کردن خود بعد از شنا استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

He moves his way through scrubby pines.

او راه خود را از میان درختان کاج کوتاه و انبوه باز می‌کند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

London's, in particular, mostly protects scrubby agricultural fields and pony paddocks.

لندن، به ویژه، عمدتاً از مزارع کشاورزی کوچک و مراتع اسب‌ها محافظت می‌کند.

منبع: The Economist - Comprehensive

" I don't think so, " said a wizard with a scrubby brown beard.

" فکر نمی‌کنم،" جادوگری با ریش قهوه‌ای کوتاه و درهم گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Amos Diggory muttered again, now reddening behind his scrubby brown beard.

آموئوس دیگوری دوباره غرغر کرد، اکنون در پشت ریش قهوه‌ای کوتاه و درهمش سرخ می‌شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

It's a rolling, marshy landscape dotted with scrubby bushes and shrubs.

منظره‌ای با دامنه، باتلاقی و پوشیده از بوته‌ها و درختچه‌های کوتاه است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

Suddenly, it sprouted a scrubby tail, furry paws and pointed nose.

ناگهان، یک دم کوتاه و درهم، پنجه‌های پوشیده از خز و بینی نوک تیز بیرون زد.

منبع: TED-Ed (video version)

He ran over the dry, cracked ground, past scrubby bushes and scattered gum trees.

او روی زمین خشک و ترکیده، از کنار بوته‌های کوتاه و درختان استوایی پراکنده دوید.

منبع: Magic Tree House

" There's nothing to see. I live in a scrubby little room in a hotel" .

" چیزی برای دیدن وجود ندارد. من در یک اتاق کوچک و کوتاه در یک هتل زندگی می‌کنم."

منبع: Blade (Part 1)

Blockbusters, the silver screen, but above all that strange sign in the middle of nowhere on a scrubby hill that spells, Hollywood.

فیلم‌های موفق، صفحه نقره‌ای، اما مهمتر از همه آن نشان عجیب در وسط هیچ کجا در یک تپه کوتاه که هالیوود را نشان می‌دهد.

منبع: 6 Minute English

So you're looking out at this sort of vast American landscape of, sort of, you know, burnt grass and desert-like and scrubby little plants.

بنابراین شما در حال تماشای این نوع منظره وسیع آمریکایی هستید، نوعی، می‌دانید، چمن سوخته و شبیه صحرا و گیاهان کوچک و کوتاه.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید