scudding

[ایالات متحده]/'skʌdiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خراشیدن
v. به سرعت حرکت کردن؛ به سرعت گذشتن بر روی؛ به سرعت با باد حرکت کردن؛ تمیز کردن کثافت از
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریscudding
جمعscuddings

عبارات و ترکیب‌ها

scudding clouds

ابرҳои سریع السیر

جملات نمونه

dark clouds scudding by.

ابرهای تیره در حال حرکت سریع.

we lie watching the clouds scudding across the sky.

ما دراز کشیده ایم و شاهد حرکت سریع ابرها در آسمان هستیم.

three small ships were scudding before a brisk breeze.

سه کشتی کوچک در برابر یک نسیم ملایم در حال حرکت بودند.

The clouds were scudding across the sky.

برها به سرعت در آسمان در حال حرکت بودند.

The ship was scudding through the rough seas.

کشتی در دریای خروشان به سرعت در حال حرکت بود.

We could see scudding rain clouds in the distance.

ما می توانستیم ابرهاي باراني در حال حرکت سریع را در دوردست ببینیم.

The scudding leaves rustled in the wind.

برگ‌های در حال حرکت سریع در باد خش خش می‌کردند.

The scudding storm brought heavy rain and strong winds.

طوفان در حال حرکت سریع باران شدید و بادهای شدید به ارمغان آورد.

The scudding clouds cast shadows over the landscape.

ابرهاي در حال حرکت سریع سایه ای بر روی منظره انداختند.

The scudding waves crashed against the shore.

امواج در حال حرکت سریع با ساحل برخورد کردند.

The scudding snow made driving conditions hazardous.

برف در حال حرکت سریع شرایط رانندگی را خطرناک کرد.

The scudding fog obscured visibility on the road.

مه در حال حرکت سریع دید را در جاده مختل کرد.

The scudding mist gave the forest an eerie atmosphere.

مه در حال حرکت سریع به جنگل حال و هوای وهم آوری بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید