fast-moving

[ایالات متحده]/ˌfɑːstˈmuːvɪŋ/
[بریتانیا]/ˌfæstˈmuːvɪŋ/

ترجمه

adj. در حال حرکت سریع؛ داشتن طرحی فشرده و هیجان انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

fast-moving car

خودروی پرسرعت

fast-moving crowd

گردان پرسرعت

fast-moving river

رودخانه پرسرعت

fast-moving train

قطار پرسرعت

fast-moving events

رویدادهای پرسرعت

fast-moving world

جهان پرسرعت

fast-moving technology

فناوری پرسرعت

fast-moving storm

طوفان پرسرعت

fast-moving news

اخبار پرسرعت

fast-moving trends

ترندهای پرسرعت

جملات نمونه

the fast-moving train sped through the countryside.

قطار سریع‌السیر با سرعت در حال عبور از حومه بود.

we watched a fast-moving car chase on tv.

ما یک تعقیب و گریز سریع خودرو را در تلویزیون تماشا کردیم.

the fast-moving river carried debris downstream.

رودخانه سریع‌جریان، آوارها را به سمت پایین رودخانه حمل می‌کرد.

the market is experiencing fast-moving changes.

بازار در حال تجربه تغییرات سریع است.

he's a fast-moving executive with a bright future.

او یک مدیر اجرایی با آینده‌ای روشن و سریع است.

the fast-moving storm approached the coast.

طوفان سریع‌السیر به سمت ساحل نزدیک شد.

it was a fast-moving and exciting game.

یک بازی سریع و هیجان‌انگیز بود.

the fast-moving crowd surged forward.

جمعیت سریع‌السیر به جلو هجوم برد.

she navigated the fast-moving political landscape skillfully.

او به طور ماهرانه در میان چشم‌انداز سیاسی سریع حرکت کرد.

the fast-moving technology sector requires constant learning.

بخش فناوری در حال تحول نیازمند یادگیری مداوم است.

we observed a fast-moving wildfire across the valley.

ما یک آتش‌سوزی سریع در سراسر دره را مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید