denting

[ایالات متحده]/[ˈdentɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdentɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سطحی خالی یا چروکی کردن؛ چروکیدن یا چروکیده شدن.
adj. دارای چروک؛ چروکیده.

عبارات و ترکیب‌ها

denting the car

لک خوردگی خودرو

preventing denting

جلوگیری از لک خوردگی

denting surface

لک خوردگی سطح

minor denting

لک خوردگی جزئی

dented metal

فلز لک خورده

avoid denting

جلوگیری از لک خوردگی

denting process

فرآیند لک خوردگی

denting risk

خطر لک خوردگی

dented bumper

بامپر لک خورده

stopping denting

توقف لک خوردگی

جملات نمونه

the car suffered a minor denting on the rear bumper.

خودرو دچار یک خراش کوچک در گوشه پشتی شد.

preventing denting is crucial for maintaining resale value.

جلوگیری از خراش‌ها برای حفظ ارزش مجدد فروش حیاتی است.

he was worried about denting his new motorcycle.

او نگران خراش دادن در موتور سیکلت جدیدش بود.

the hail caused significant denting to the car's hood.

گلوله‌های باران باعث خراش‌های زیادی در قسمت سقف خودرو شد.

we tried to repair the denting without professional help.

ما سعی کردیم خراش‌ها را بدون کمک متخصصی تعمیر کنیم.

the workshop specializes in denting and paint repair.

این کارگاه در تعمیر خراش‌ها و رنگ‌آمیزی متخصص است.

careful parking can help prevent accidental denting.

پارک کردن با دقت می‌تواند به جلوگیری از خراش‌های اتفاقی کمک کند.

the metal was susceptible to denting from impacts.

فولاد در برابر ضربه‌ها به راحتی خراش می‌خورد.

he noticed a small denting near the door handle.

او یک خراش کوچک نزدیک دسته درب را متوجه شد.

the process of denting repair can be costly.

فرآیند تعمیر خراش‌ها می‌تواند گران باشد.

denting the refrigerator door was an accident.

خراش دادن درب یخچال یک حادثه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید