scumbling

[ایالات متحده]/ˈskʌmbəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskʌmbəlɪŋ/

ترجمه

v. رنگ‌ها را روشن‌تر کردن یا لایه‌ی نازکی از رنگ را اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scumbling technique

تکنیک اسکامبلینگ

scumbling method

روش اسکامبلینگ

scumbling effect

اثر اسکامبلینگ

scumbling brush

برس اسکامبلینگ

scumbling layer

لایه اسکامبلینگ

scumbling process

فرآیند اسکامبلینگ

scumbling style

سبک اسکامبلینگ

scumbling art

هنر اسکامبلینگ

scumbling practice

تمرین اسکامبلینگ

جملات نمونه

scumbling can create a beautiful texture in painting.

اسکرامبلینگ می‌تواند بافت زیبا در نقاشی ایجاد کند.

many artists use scumbling to add depth to their work.

بسیاری از هنرمندان از اسکرامبلینگ برای افزودن عمق به آثار خود استفاده می‌کنند.

scumbling is a technique often used in oil painting.

اسکرامبلینگ یک تکنیک است که اغلب در نقاشی رنگ روغن استفاده می‌شود.

she demonstrated scumbling during the art class.

او اسکرامبلینگ را در طول کلاس هنر به نمایش گذاشت.

using scumbling can soften the harsh lines in your artwork.

استفاده از اسکرامبلینگ می‌تواند خطوط خشن را در اثر هنری شما ملایم کند.

he applied scumbling to create a dreamy effect in his landscape painting.

او از اسکرامبلینگ برای ایجاد یک جلوه رویایی در نقاشی منظره خود استفاده کرد.

scumbling helps to blend colors seamlessly.

اسکرامبلینگ به ترکیب رنگ‌ها به طور یکپارچه کمک می‌کند.

artists often experiment with scumbling to find their unique style.

هنرمندان اغلب با اسکرامبلینگ آزمایش می‌کنند تا سبک منحصر به فرد خود را پیدا کنند.

she prefers scumbling over glazing for her mixed media pieces.

او ترجیح می‌دهد برای آثار رسانه ترکیبی خود از اسکرامبلینگ به جای گلاس استفاده کند.

learning scumbling can enhance your painting skills significantly.

یادگیری اسکرامبلینگ می‌تواند به طور قابل توجهی مهارت‌های نقاشی شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید