| جمع | scutters |
scutter away
دور شدن سریع
scutter about
اینجا و آنجا رفتن
scutter off
به سرعت رفتن
scutter around
اینجا و آنجا رفتن
scutter back
بازگشت سریع
scutter down
به پایین رفتن سریع
scutter up
به بالا رفتن سریع
scutter past
از کنار چیزی عبور کردن
scutter in
وارد شدن سریع
scutter out
خارج شدن سریع
the mice scuttered across the floor when the lights turned on.
موشها وقتی که چراغها روشن شدند، در سراسر کف زمین به سرعت حرکت کردند.
she watched the leaves scutter along the pavement in the wind.
او برگهایی را که در باد در امتداد پیادهرو به سرعت حرکت میکردند، تماشا کرد.
the children scuttered around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که میخندیدند و بازی میکردند، در اطراف زمین بازی به سرعت حرکت میکردند.
as soon as the bell rang, the students scuttered out of the classroom.
همین که زنگ مدرسه به صدا درآمد، دانشآموزان به سرعت از کلاس خارج شدند.
in the garden, ants scuttered back and forth, busy with their tasks.
در باغ، مورچهها با مشغولیت در انجام وظایفشان، به سرعت به جلو و عقب حرکت میکردند.
when startled, the birds scuttered away into the trees.
وقتی که ترسیدند، پرندگان به سرعت به درون درختها پناه بردند.
the squirrel scuttered up the tree to escape the dog.
سنجاب برای فرار از سگ به سرعت بالا رفت.
she could hear the sound of tiny feet scuttering in the attic.
او میتوانست صدای پای کوچکی که در زیرزمین به سرعت حرکت میکرد را بشنود.
the crabs scuttered across the sandy beach, searching for food.
خرچنگها در حالی که به دنبال غذا میگشتند، به سرعت در امتداد ساحل شنی حرکت کردند.
as the storm approached, leaves began to scutter across the road.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، برگها شروع به حرکت سریع در سراسر خیابان کردند.
scutter away
دور شدن سریع
scutter about
اینجا و آنجا رفتن
scutter off
به سرعت رفتن
scutter around
اینجا و آنجا رفتن
scutter back
بازگشت سریع
scutter down
به پایین رفتن سریع
scutter up
به بالا رفتن سریع
scutter past
از کنار چیزی عبور کردن
scutter in
وارد شدن سریع
scutter out
خارج شدن سریع
the mice scuttered across the floor when the lights turned on.
موشها وقتی که چراغها روشن شدند، در سراسر کف زمین به سرعت حرکت کردند.
she watched the leaves scutter along the pavement in the wind.
او برگهایی را که در باد در امتداد پیادهرو به سرعت حرکت میکردند، تماشا کرد.
the children scuttered around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که میخندیدند و بازی میکردند، در اطراف زمین بازی به سرعت حرکت میکردند.
as soon as the bell rang, the students scuttered out of the classroom.
همین که زنگ مدرسه به صدا درآمد، دانشآموزان به سرعت از کلاس خارج شدند.
in the garden, ants scuttered back and forth, busy with their tasks.
در باغ، مورچهها با مشغولیت در انجام وظایفشان، به سرعت به جلو و عقب حرکت میکردند.
when startled, the birds scuttered away into the trees.
وقتی که ترسیدند، پرندگان به سرعت به درون درختها پناه بردند.
the squirrel scuttered up the tree to escape the dog.
سنجاب برای فرار از سگ به سرعت بالا رفت.
she could hear the sound of tiny feet scuttering in the attic.
او میتوانست صدای پای کوچکی که در زیرزمین به سرعت حرکت میکرد را بشنود.
the crabs scuttered across the sandy beach, searching for food.
خرچنگها در حالی که به دنبال غذا میگشتند، به سرعت در امتداد ساحل شنی حرکت کردند.
as the storm approached, leaves began to scutter across the road.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، برگها شروع به حرکت سریع در سراسر خیابان کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید