scuzzy

[ایالات متحده]/ˈskʌzi/
[بریتانیا]/ˈskʌzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف، نامرتب یا تیره
Word Forms
صفت عالیscuzziest
جمعscuzzies

عبارات و ترکیب‌ها

scuzzy room

اتاق کثیف

scuzzy carpet

فرش کثیف

scuzzy look

ظاهر کثیف

scuzzy bar

بار کثیف

scuzzy bathroom

حمام کثیف

scuzzy clothes

لباس‌های کثیف

scuzzy alley

پس‌کوچه‌ی کثیف

scuzzy dog

سگ کثیف

scuzzy food

غذاهای کثیف

scuzzy place

محل کثیف

جملات نمونه

the hotel room looked scuzzy and uninviting.

اتاق هتل کثیف و غیر جذاب به نظر می رسید.

he wore a scuzzy old t-shirt to the party.

او یک تی شرت قدیمی و کثیف به مهمانی پوشید.

the scuzzy alley was filled with trash.

پسکوچه‌ای کثیف پر از زباله بود.

she didn’t want to eat at that scuzzy diner.

او نمی‌خواست در آن غذاخوری کثیف غذا بخورد.

his scuzzy appearance made a bad impression.

ظاهر کثیف او تاثیر بدی گذاشت.

they avoided the scuzzy part of town.

آنها از بخش کثیف شهر دوری می‌کردند.

the scuzzy carpet needed to be replaced.

قالیچه کثیف نیاز به تعویض داشت.

she found a scuzzy old book at the thrift store.

او یک کتاب قدیمی و کثیف در مغازه دست دوم پیدا کرد.

his scuzzy habits were hard to break.

عادت‌های کثیف او سخت بودند تا ترک شوند.

they cleaned up the scuzzy backyard.

آنها حیاط پشتی کثیف را تمیز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید