scythed grass
چمن در شده
scythed fields
زمینهای در شده
scythed crops
محصولات در شده
scythed blades
تیغههای در شده
scythed land
زمین در شده
scythed wheat
گندم در شده
scythed weeds
خزههای در شده
scythed edges
لبههای در شده
scythed hay
کاه در شده
scythed landscape
منظره در شده
the farmer scythed the tall grass in the field.
کشاورز علفهای بلند را در مزرعه درو کرد.
he scythed through the weeds with ease.
او به راحتی از میان علفهای هرز عبور کرد.
they scythed the overgrown hedges last weekend.
آنها آخر هفته گذشته بوتههای بیش از حد رشد کرده را درو کردند.
the old man scythed the hay before the rain.
مرد پیر علفها را قبل از باران درو کرد.
she scythed the flowers carefully to make a bouquet.
او با دقت گلها را درو کرد تا یک دسته گل درست کند.
he scythed the grass to prepare for the picnic.
او برای پیک نیک چمنها را درو کرد.
the team scythed through the competition effortlessly.
تیم به راحتی از رقابت عبور کرد.
she scythed the underbrush to clear the path.
او بوتهها را درو کرد تا مسیر را باز کند.
the gardener scythed the lawn every week.
باغبانی هر هفته چمنها را درو میکرد.
he scythed the grain before it could spoil.
او غلات را قبل از خراب شدن درو کرد.
scythed grass
چمن در شده
scythed fields
زمینهای در شده
scythed crops
محصولات در شده
scythed blades
تیغههای در شده
scythed land
زمین در شده
scythed wheat
گندم در شده
scythed weeds
خزههای در شده
scythed edges
لبههای در شده
scythed hay
کاه در شده
scythed landscape
منظره در شده
the farmer scythed the tall grass in the field.
کشاورز علفهای بلند را در مزرعه درو کرد.
he scythed through the weeds with ease.
او به راحتی از میان علفهای هرز عبور کرد.
they scythed the overgrown hedges last weekend.
آنها آخر هفته گذشته بوتههای بیش از حد رشد کرده را درو کردند.
the old man scythed the hay before the rain.
مرد پیر علفها را قبل از باران درو کرد.
she scythed the flowers carefully to make a bouquet.
او با دقت گلها را درو کرد تا یک دسته گل درست کند.
he scythed the grass to prepare for the picnic.
او برای پیک نیک چمنها را درو کرد.
the team scythed through the competition effortlessly.
تیم به راحتی از رقابت عبور کرد.
she scythed the underbrush to clear the path.
او بوتهها را درو کرد تا مسیر را باز کند.
the gardener scythed the lawn every week.
باغبانی هر هفته چمنها را درو میکرد.
he scythed the grain before it could spoil.
او غلات را قبل از خراب شدن درو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید