scything

[ایالات متحده]/ˈsaɪðɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪðɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بریدن با داس

عبارات و ترکیب‌ها

scything motion

حرکت درو

scything wind

باد درو

scything blade

تیغه درو

scything grass

چمن درو

scything through

در میان

scything sound

صدای درو

scything action

عمل درو

scything strike

ضربه درو

scything path

مسیر درو

scything attack

حمله درو

جملات نمونه

he spent the afternoon scything the tall grass in the meadow.

او بعد از ظهر مشغول چیدن علف‌های بلند در چمنزار شد.

scything through the weeds, she cleared a path for the flowers.

در حالی که علف‌ها را می‌چید، راهی برای گل‌ها باز کرد.

the farmer was scything his fields to prepare for the harvest.

کشاورز مشغول چیدن مزارع خود برای برداشت محصول بود.

scything is an ancient technique still used in some rural areas.

چیدن علف‌ها یک تکنیک باستانی است که هنوز در برخی مناطق روستایی استفاده می‌شود.

after scything, he enjoyed a well-deserved break in the shade.

پس از چیدن علف‌ها، از یک استراحت شایسته در سایه لذت برد.

she learned scything from her grandfather, who loved working the land.

او چیدن علف‌ها را از پدربزرگش آموخت که عاشق کار در زمین بود.

the sound of scything filled the air on that warm summer day.

صدای چیدن علف‌ها در آن روز گرم تابستانی هوا را پر کرد.

scything is not only efficient but also a satisfying way to work.

چیدن علف‌ها نه تنها کارآمد است، بلکه راهی رضایت بخش برای کار کردن نیز هست.

he felt a sense of accomplishment after scything the entire field.

پس از چیدن کل مزرعه، احساس موفقیت کرد.

the old tool for scything took a lot of skill to master.

ابزار قدیمی برای چیدن علف‌ها نیاز به مهارت زیادی برای تسلط داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید