seaboot

[ایالات متحده]/ˈsiːbuːt/
[بریتانیا]/ˈsiːbʊt/

ترجمه

n. یک جفت کفش آببندی بلند، معمولاً از لاستیک ساخته شده، که توسط دریانوردان یا ماهیگیران پوشیده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعseaboots

عبارات و ترکیب‌ها

seaboots

کفش دریایی

rubber seaboot

کفش دریایی لاستیکی

deck seaboots

کفش دریایی دکپ

thigh seaboot

کفش دریایی چهارچوبی

knee seaboot

کفش دریایی رانی

heavy seaboots

کفش دریایی سنگین

sailing seaboot

کفش دریایی کشتی

seaboot stockings

جوراب کفش دریایی

naval seaboot

کفش دریایی نیروی دریایی

جملات نمونه

the sailor wore his seaboot to work on the deck.

دریانورد کفش دریایی خود را برای کار روی دکل پوشید.

she bought a new pair of seaboot for her fishing trip.

او یک جفت جدید کفش دریایی برای سفر ماهیگیری خرید.

the seaboot kept his feet dry during the storm.

کفش دریایی پاها او را در طول باران خشک نگه داشت.

he polished his seaboot until they shone.

او کفش دریایی خود را تا زمانی که نورانی شدند پولیش کرد.

traditional seaboot are made of rubber.

کفش دریایی سنتی از لاستیک ساخته شده اند.

the seaboot is essential gear for any fisherman.

کفش دریایی برای هر ماهیگیری لوازم ضروری است.

old seaboot can be difficult to remove when wet.

کفش دریایی قدیمی وقتی که مرطوب است، حذف کردن آن دشوار است.

she hung her seaboot to dry in the sun.

او کفش دریایی خود را در خورشید آویزان کرد تا خشک شود.

seaboot protect against cold water and wet conditions.

کفش دریایی در برابر آب سرد و شرایط مرطوب حفاظت می کند.

a good pair of seaboot should be completely waterproof.

یک جفت خوب کفش دریایی باید کاملا ضد آب باشد.

he kicked off his seaboot after a long day at sea.

پس از یک روز طولانی در دریا، او کفش دریایی خود را پا کرد.

the seaboot squelched as he walked on the wet deck.

وقتی او روی دکل مرطوب پیاده روی می کرد، کفش دریایی فریب می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید