secludes himself
به خود میکشد
secludes herself
به خود میکشد
secludes away
به خود میکشد
secludes nature
طبیعت را به خود میکشد
secludes thoughts
افکار را به خود میکشد
secludes from others
خود را از دیگران دور میکند
secludes in silence
در سکوت به خود میکشد
secludes in solitude
در تنهایی به خود میکشد
secludes away time
زمان را به خود میکشد
secludes the mind
ذهن را به خود میکشد
the cabin secludes us from the noise of the city.
کلبه ما را از هیاهوی شهر جدا میکند.
she secludes herself in her room to focus on her work.
او برای تمرکز بر روی کار خود در اتاقش پنهان میشود.
the garden secludes a peaceful area for meditation.
باغ یک فضای آرام برای مدیتیشن را فراهم میکند.
he secludes his thoughts during difficult times.
او در زمانهای سخت افکار خود را از دیگران جدا میکند.
the island secludes itself from the outside world.
جزیره خود را از دنیای بیرون جدا میکند.
she often secludes herself to write her novels.
او اغلب خود را برای نوشتن رمانهایش جدا میکند.
the community secludes its members from negative influences.
جامعه اعضای خود را از تأثیرات منفی جدا میکند.
he secludes himself in nature to recharge.
او برای تجدید قوا خود را در طبیعت جدا میکند.
the retreat secludes participants for personal growth.
مرکز بازتوانی، شرکتکنندگان را برای رشد شخصی جدا میکند.
she secludes her emotions, making it hard for others to connect.
او احساسات خود را پنهان میکند و این باعث میشود دیگران نتوانند با او ارتباط برقرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید