secretivenesses

[ایالات متحده]/ˈsiːkrətɪv.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsiːkrɪtɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مخفی بودن؛ عمل پنهان نگه داشتن چیزها

عبارات و ترکیب‌ها

hidden secretivenesses

رازهای پنهان

extreme secretivenesses

رازهای بسیار پنهان

personal secretivenesses

رازهای شخصی

cultural secretivenesses

رازهای فرهنگی

social secretivenesses

رازهای اجتماعی

emotional secretivenesses

رازهای احساسی

psychological secretivenesses

رازهای روانشناختی

strategic secretivenesses

رازهای استراتژیک

interpersonal secretivenesses

رازهای بین فردی

corporate secretivenesses

رازهای شرکتی

جملات نمونه

her secretivenesses made it difficult to trust her.

مخفی‌کاری او باعث می‌شد به سختی به او اعتماد کرد.

the secretivenesses of the organization raised suspicions.

مخفی‌کاری سازمان باعث ایجاد تردید شد.

his secretivenesses about his past were concerning.

مخفی‌کاری او در مورد گذشته‌اش نگران‌کننده بود.

she valued her secretivenesses as a form of privacy.

او مخفی‌کاری خود را به عنوان نوعی حریم خصوصی ارزشمند می‌دانست.

the secretivenesses of the negotiations were frustrating.

مخفی‌کاری مذاکرات خسته کننده بود.

his secretivenesses often led to misunderstandings.

مخفی‌کاری او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

they admired her secretivenesses, thinking it was intriguing.

آنها مخفی‌کاری او را تحسین می‌کردند و فکر می‌کردند جالب است.

the secretivenesses of the project kept competitors at bay.

مخفی‌کاری پروژه رقبای را دور نگه داشت.

his secretivenesses about his feelings were evident.

مخفی‌کاری او در مورد احساساتش آشکار بود.

they discussed the secretivenesses of their friendship.

آنها در مورد مخفی‌کاری دوستی خود صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید