secreto

[ایالات متحده]/[ˈsekrətə]/
[بریتانیا]/[ˈsekrəto]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک راز؛ شخص یا شیئی که از یک راز باخبر است.
adj. رازدار؛ محرمانه.

جملات نمونه

the family has a well-kept secreto about their past.

خانواده یک راز خوب حفظ شده درباره گذشته خود دارد.

she shared a secreto with her best friend.

او یک راز را با بهترین دوست خود به اشتراک گذاشت.

the chef's secreto ingredient made the dish delicious.

مواد رازآلود سرآشپز باعث شد غذا خوشمزه شود.

he promised to keep the secreto safe.

او قول داد راز را حفظ کند.

there's a secreto behind her smile.

پشت لبخند او یک راز وجود دارد.

the company's secreto formula is highly protected.

فرمول رازآلود شرکت به شدت محافظت می شود.

they revealed a shocking secreto to the public.

آنها یک راز تکان دهنده را به اطلاع عموم رساندند.

maintaining a secreto can be stressful.

حفظ یک راز می تواند استرس زا باشد.

the secreto of their success is hard work.

راز موفقیت آنها سخت کوشی است.

he entrusted her with the family secreto.

او راز خانوادگی را به او سپرد.

the secreto was finally uncovered after years.

پس از سال ها راز سرانجام کشف شد.

she guarded the secreto fiercely.

او به شدت از راز محافظت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید