sectionalization

[ایالات متحده]/ˌsek.ʃən.əl.aɪˈzeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌsek.ʃən.əl.əˈzeɪ.ʃən/

ترجمه

n. عمل تقسیم چیزی به بخش‌ها یا گروه‌ها.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the company implemented market sectionalization to better target customers.

شرکت با اجرای تقسیم بازار به منظور هدف‌گذاری بهتر به مشتریان اقدام کرد.

data sectionalization helps improve analysis accuracy.

تقسیم داده‌ها به بهبود دقت تحلیل کمک می‌کند.

regional sectionalization allows for localized marketing strategies.

تقسیم منطقه‌ای امکان استفاده از استراتژی‌های بازاریابی محلی را فراهم می‌کند.

the sectionalization of responsibilities improved organizational efficiency.

تقسیم مسئولیت‌ها به بهبود کارایی سازمانی منجر شد.

economic sectionalization reveals disparities between different regions.

تقسیم اقتصادی تفاوت‌های بین مناطق مختلف را آشکار می‌کند.

social sectionalization can lead to unequal access to resources.

تقسیم اجتماعی می‌تواند به دسترسی نابرابر به منابع منجر شود.

the sectionalization approach simplified complex datasets.

رویکرد تقسیم داده‌ها مجموعه‌های داده‌های پیچیده را ساده‌تر کرد.

strategic sectionalization of the market increased profits.

تقسیم استراتژیک بازار به افزایش سود منجر شد.

demographic sectionalization helps identify consumer preferences.

تقسیم دموگرافیک به شناسایی ترجیحات مصرف‌کنندگان کمک می‌کند.

geographic sectionalization is common in retail planning.

تقسیم جغرافیایی در برنامه‌ریزی فروشگاهی رایج است.

the sectionalization process requires careful planning.

فرآیند تقسیم نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

functional sectionalization divides tasks based on expertise.

تقسیم عملیاتی وظایف را بر اساس تخصص تقسیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید