sectioning

[ایالات متحده]/[ˈseknɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈsɛkʃənɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تقسیم چیزی به بخش‌ها؛ فرآیند جداسازی بافت‌ها به روش جراحی
v. تقسیم چیزی به بخش‌ها کردن؛ جداسازی بافت‌ها به روش جراحی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sectioning off

تقسیم کردن

sectioning procedure

رویه تقسیم

sectioning hair

تقسیم مو

sectioning tissue

تقسیم بافت

sectioning study

مطالعه تقسیم

sectioning area

منطقه تقسیم

sectioning off space

تقسیم فضا

sectioning report

گزارش تقسیم

sectioning process

فرايند تقسیم

sectioning lines

خطوط تقسیم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید