sectioned

[ایالات متحده]/ˈsɛkʃənd/
[بریتانیا]/ˈsɛkʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برش داده شده به بخش‌ها; دارای سطحی که تقسیم شده است; مربوط به مقطع عرضی

عبارات و ترکیب‌ها

sectioned area

ناحیه‌ی تقسیم‌بندی‌شده

sectioned view

نمای تقسیم‌بندی‌شده

sectioned layout

چیدمان تقسیم‌بندی‌شده

sectioned design

طراحی تقسیم‌بندی‌شده

sectioned report

گزارش تقسیم‌بندی‌شده

sectioned diagram

نمودار تقسیم‌بندی‌شده

sectioned structure

ساختار تقسیم‌بندی‌شده

sectioned format

فرمت تقسیم‌بندی‌شده

sectioned data

داده‌های تقسیم‌بندی‌شده

sectioned document

سند تقسیم‌بندی‌شده

جملات نمونه

the report was sectioned into various categories for clarity.

گزارش به دسته‌های مختلف تقسیم شد تا وضوح بیشتری داشته باشد.

she sectioned the cake before serving it to the guests.

او کیک را قبل از سرو کردن به مهمانان تقسیم کرد.

the document is sectioned by chapters for easier navigation.

سند بر اساس فصل‌ها تقسیم‌بندی شده است تا پیمایش آن آسان‌تر باشد.

in the lab, the samples were sectioned for further analysis.

در آزمایشگاه، نمونه‌ها برای تجزیه و تحلیل بیشتر تقسیم شدند.

the garden is sectioned into different areas for various plants.

باغ به مناطق مختلف برای گیاهان مختلف تقسیم شده است.

the presentation was sectioned into three main parts.

ارائه به سه بخش اصلی تقسیم شد.

the project was sectioned off into manageable tasks.

پروژه به وظایف قابل مدیریت تقسیم شد.

each sectioned area of the warehouse serves a specific purpose.

هر منطقه تقسیم شده انبار هدف خاصی دارد.

her notes were neatly sectioned for each subject.

یادداشت‌های او به طور مرتب برای هر موضوع تقسیم شده بودند.

the building was sectioned off during renovations for safety.

در طول بازسازی، ساختمان برای ایمنی جدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید