sectioned area
ناحیهی تقسیمبندیشده
sectioned view
نمای تقسیمبندیشده
sectioned layout
چیدمان تقسیمبندیشده
sectioned design
طراحی تقسیمبندیشده
sectioned report
گزارش تقسیمبندیشده
sectioned diagram
نمودار تقسیمبندیشده
sectioned structure
ساختار تقسیمبندیشده
sectioned format
فرمت تقسیمبندیشده
sectioned data
دادههای تقسیمبندیشده
sectioned document
سند تقسیمبندیشده
the report was sectioned into various categories for clarity.
گزارش به دستههای مختلف تقسیم شد تا وضوح بیشتری داشته باشد.
she sectioned the cake before serving it to the guests.
او کیک را قبل از سرو کردن به مهمانان تقسیم کرد.
the document is sectioned by chapters for easier navigation.
سند بر اساس فصلها تقسیمبندی شده است تا پیمایش آن آسانتر باشد.
in the lab, the samples were sectioned for further analysis.
در آزمایشگاه، نمونهها برای تجزیه و تحلیل بیشتر تقسیم شدند.
the garden is sectioned into different areas for various plants.
باغ به مناطق مختلف برای گیاهان مختلف تقسیم شده است.
the presentation was sectioned into three main parts.
ارائه به سه بخش اصلی تقسیم شد.
the project was sectioned off into manageable tasks.
پروژه به وظایف قابل مدیریت تقسیم شد.
each sectioned area of the warehouse serves a specific purpose.
هر منطقه تقسیم شده انبار هدف خاصی دارد.
her notes were neatly sectioned for each subject.
یادداشتهای او به طور مرتب برای هر موضوع تقسیم شده بودند.
the building was sectioned off during renovations for safety.
در طول بازسازی، ساختمان برای ایمنی جدا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید