seigneur

[ایالات متحده]/seɪ'njɜː/
[بریتانیا]/'sɪ'njɝ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فئودال لرد، اشراف زاده
v. N/A
Word Forms
جمعseigneurs

نمونه‌های واقعی

It was no longer the grand seigneur with that haughty manner of the abbey of Bray-le-Haut.

دیگر آن اشراف‌زاده‌ی بزرگ با آن رفتار مغرایانه در صومعه‌ی برِی-له-هو نبود.

منبع: The Red and the Black (Part Two)

It was pleasant to her to think that her seigneur a maitre, such a respectable man, of important position, could be as mischievous as a boy of twenty.

برای او خوشایند بود که فکر کند اربابش، یک استاد، چنین مردی محترم و با موقعیت مهم، می‌تواند به بازیگوشانه پسری بیست ساله باشد.

منبع: Virgin Land (Part 1)

" Some great seigneur, " thought Villon, as his host, setting down the lamp on the flagged pavement of the entry, shot the bolts once more into their places.

برخی از اشراف‌زاده‌های بزرگ، ویلون فکر کرد، همانطور که میزبانش چراغ را روی کفپوش سنگفرش ورودی می‌گذاشت، دوباره قفل‌ها را در جای خود قرار داد.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید