the concept of seisha refers to a perfectly straight, uncurved line.
مفهوم سئیشا به یک خط کاملاً راست و بدون خمیدگی اشاره دارد.
in japanese buddhism, seisha signifies the "true vehicle" to enlightenment.
در بودیسم ژاپنی، سئیشا به "وسیلهٔ واقعی" برای رسیدن به روشن فکری اشاره دارد.
the archer achieved a state of seisha after years of discipline.
شیرجهپرداز پس از چندین سال تمرین، به حالت سئیشا دست یافت.
correct posture is essential for maintaining seisha during meditation.
وضعیت درست برای حفظ سئیشا در حین مراقبت ضروری است.
he practiced seisha seiketsu to purify his mind and spirit.
او سئیشا سئیکتسو را تمرین میکرد تا ذهن و روح خود را پاک کند.
the calligraphy teacher demonstrated the precise strokes of seisha script.
معلم کالیگرافی حرکات دقیق خط سئیشا را نشان داد.
following the path of seisha requires absolute dedication to the truth.
پیروی مسیر سئیشا نیاز به وفاداری مطلق به سوی حقیقت دارد.
the old master spoke of seisha as the ultimate goal of training.
استاد قدیمی سئیشا را به عنوان هدف نهایی تمرین گفت.
she believed that seisha could only be achieved through selflessness.
او باور داشت که سئیشا تنها از طریق فداکاری قابل دستیابی است.
the doctrine emphasizes a return to seisha, or true shooting.
این دیدگاه بر بازگشت به سئیشا یا شلیپ کردن واقعی تأکید دارد.
through the ritual, the priest sought to embody the spirit of seisha.
از طریق آیین، روحیه سئیشا را در خود جاودانه کرد.
the concept of seisha refers to a perfectly straight, uncurved line.
مفهوم سئیشا به یک خط کاملاً راست و بدون خمیدگی اشاره دارد.
in japanese buddhism, seisha signifies the "true vehicle" to enlightenment.
در بودیسم ژاپنی، سئیشا به "وسیلهٔ واقعی" برای رسیدن به روشن فکری اشاره دارد.
the archer achieved a state of seisha after years of discipline.
شیرجهپرداز پس از چندین سال تمرین، به حالت سئیشا دست یافت.
correct posture is essential for maintaining seisha during meditation.
وضعیت درست برای حفظ سئیشا در حین مراقبت ضروری است.
he practiced seisha seiketsu to purify his mind and spirit.
او سئیشا سئیکتسو را تمرین میکرد تا ذهن و روح خود را پاک کند.
the calligraphy teacher demonstrated the precise strokes of seisha script.
معلم کالیگرافی حرکات دقیق خط سئیشا را نشان داد.
following the path of seisha requires absolute dedication to the truth.
پیروی مسیر سئیشا نیاز به وفاداری مطلق به سوی حقیقت دارد.
the old master spoke of seisha as the ultimate goal of training.
استاد قدیمی سئیشا را به عنوان هدف نهایی تمرین گفت.
she believed that seisha could only be achieved through selflessness.
او باور داشت که سئیشا تنها از طریق فداکاری قابل دستیابی است.
the doctrine emphasizes a return to seisha, or true shooting.
این دیدگاه بر بازگشت به سئیشا یا شلیپ کردن واقعی تأکید دارد.
through the ritual, the priest sought to embody the spirit of seisha.
از طریق آیین، روحیه سئیشا را در خود جاودانه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید