self-cleaning

[ایالات متحده]/[ˈself ˈkliːnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈkliːnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.خودتمیزشونده؛ بدون نیاز به تمیز کردن دستی؛ دارای مکانیزم یا قابلیتی که تمیز کردن خودکار را امکان‌پذیر می‌سازد.
n.قابلیت یا مکانیزم خودتمیزشونده.

عبارات و ترکیب‌ها

self-cleaning oven

فر با خودتمیز شونده

self-cleaning filter

فیلتر خودتمیز شونده

self-cleaning function

تابعی برای خودتمیز شوندگی

self-cleaning glass

شیشه خودتمیز شونده

self-cleaning surface

سطح خودتمیز شونده

was self-cleaning

خودش خودتمیز بود

self-cleaning mode

حالت خودتمیز شوندگی

enjoying self-cleaning

لذت بردن از خودتمیز شوندگی

self-cleaning design

طراحی خودتمیز شونده

self-cleaning feature

ویژگی خودتمیز شونده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید