semilunar

[ایالات متحده]/ˌsemɪˈluːnə/
[بریتانیا]/ˌsɛmɪˈlunər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل نیمه‌ماه؛ مربوط به شکل هلالی

عبارات و ترکیب‌ها

semilunar valve

دریچه نیمه ماه

semilunar cartilage

غضروف نیمه ماه

semilunar fold

چین نیمه ماه

semilunar shape

شکل نیمه ماه

semilunar structure

ساختار نیمه ماه

semilunar muscle

عضله نیمه ماه

semilunar ridge

یادانه نیمه ماه

semilunar process

نسل نیمه ماه

semilunar notch

فرورفتگی نیمه ماه

semilunar projection

برآمدگی نیمه ماه

جملات نمونه

the semilunar valve prevents backflow in the heart.

دریچه полуماهی از بازگشت خون در قلب جلوگیری می‌کند.

doctors study the semilunar structure of the heart.

پزشکان ساختار полуماهی قلب را مطالعه می‌کنند.

semilunar shapes are often found in nature.

شکل‌های полуماهی اغلب در طبیعت یافت می‌شوند.

the semilunar cartilage provides stability to the knee.

غضروف полуماهی ثبات را به زانو می‌بخشد.

understanding the semilunar anatomy is crucial for surgery.

درک آناتومی полуماهی برای جراحی بسیار مهم است.

he drew a semilunar design for the project.

او طرح полуماهی برای پروژه طراحی کرد.

the semilunar phase of the moon is beautiful.

فاز полуماهی ماه زیبا است.

she explained the function of the semilunar valves.

او عملکرد دریچه‌های полуماهی را توضیح داد.

semilunar structures can be seen in various organisms.

ساختارهای полуماهی را می‌توان در موجودات مختلف مشاهده کرد.

the semilunar shape inspired the artist's latest work.

شکل полуماهی الهام بخش آخرین اثر هنرمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید