senescent

[ایالات متحده]/sɪˈnɛs.ənt/
[بریتانیا]/səˈnɛs.ənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیر شدن یا سالخورده; مشخصه پیری

عبارات و ترکیب‌ها

senescent cells

سلول‌های پیر

senescent tissue

بافت پیر

senescent phenotype

ظاهر پیر

senescent organisms

ارگانیسم‌های پیر

senescent changes

تغییرات پیرین

senescent effects

اثرات پیرین

senescent markers

نشانگرهای پیرین

senescent phase

فاز پیرین

senescent signals

سیگنال‌های پیرین

senescent state

حالت پیرین

جملات نمونه

the senescent cells in the body can affect overall health.

سلول‌های پیر در بدن می‌توانند بر سلامت کلی تأثیر بگذارند.

researchers are studying the effects of senescent tissue on aging.

محققان در حال بررسی اثرات بافت پیر (سنسنت) بر پیری هستند.

senescent plants may show signs of reduced growth.

گیاهان پیر ممکن است علائم رشد کاهش یافته نشان دهند.

the senescent population requires more healthcare resources.

جمعیت پیر به منابع مراقبت‌های بهداشتی بیشتری نیاز دارد.

we need to address the challenges of a senescent workforce.

ما باید چالش‌های ناشی از نیروی کار پیر را مورد توجه قرار دهیم.

senescent individuals may experience cognitive decline.

افراد پیر ممکن است دچار کاهش شناختی شوند.

there are therapies aimed at rejuvenating senescent cells.

درمان‌هایی برای جوان‌سازی سلول‌های پیر وجود دارد.

understanding senescent processes is crucial for longevity.

درک فرآیندهای پیر شدن برای طول عمر بسیار مهم است.

the impact of senescent behavior on society is significant.

تأثیر رفتار پیر (سنسنت) بر جامعه قابل توجه است.

scientists are exploring the link between senescent cells and disease.

دانشمندان در حال بررسی ارتباط بین سلول‌های پیر و بیماری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید