sequelas

[ایالات متحده]/sɪˈkwɛl.əz/
[بریتانیا]/sɪˈkwɛl.əs/

ترجمه

n. عواقب; نتایج; جانشین‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sequelas de enfermedad

عوارض بیماری

sequelas de trauma

عوارض ضربه

sequelas neurológicas

عوارض عصبی

sequelas psicológicas

عوارض روانی

sequelas físicas

عوارض فیزیکی

sequelas de cirugía

عوارض جراحی

sequelas de covid

عوارض کووید

sequelas cardíacas

عوارض قلبی

sequelas respiratorias

عوارض تنفسی

sequelas visuales

عوارض بینایی

جملات نمونه

she suffered from severe sequelae after the accident.

او پس از حادثه دچار عوارض شدید شد.

the doctor explained the potential sequelae of the disease.

پزشک عوارض احتمالی بیماری را توضیح داد.

physical therapy can help reduce the impact of sequelae.

فیزیوتراپی می‌تواند به کاهش اثرات عوارض کمک کند.

many patients experience psychological sequelae after treatment.

بسیاری از بیماران پس از درمان دچار عوارض روانی می‌شوند.

understanding sequelae is important for recovery.

درک عوارض برای بهبودی مهم است.

she was warned about the possible sequelae of the surgery.

او در مورد عوارض احتمالی جراحی به او هشدار داده شد.

long-term sequelae can affect quality of life.

عوارض طولانی مدت می‌تواند بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.

they studied the sequelae of untreated infections.

آنها عوارض عفونت‌های درمان نشده را مطالعه کردند.

education about sequelae is crucial for patients.

آموزش در مورد عوارض برای بیماران بسیار مهم است.

she is still dealing with the sequelae of her illness.

او هنوز با عوارض بیماری خود دست و پنجه نرم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید