serge

[ایالات متحده]/sɜːdʒ/
[بریتانیا]/sɝdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه پشمی زبر
پارچه پشمی با الگوی مربع کوچک
پارچه سرژ
Word Forms
جمعserges

عبارات و ترکیب‌ها

serge fabric

پارچه سرژ

serge trousers

شلوار سرژ

navy serge jacket

ژاکت سرژ سرمه‌ای

جملات نمونه

The glass bottle is clear at the bottom, graduating into black towards the all-black cap.Crystal droplets are engraved on the back of the flacon, which was designed by French sculptor Serge Mansau.

بطری شیشه‌ای در قسمت پایین شفاف است و به سمت درب تمام مشکی به رنگ سیاه گرایش دارد. قطرات کریستالی روی پشت флакон حک شده‌اند که توسط مجسمه‌ساز فرانسوی سرژ منسو طراحی شده است.

a sergeant in the army

سروانی در ارتش

to wear a serge suit

پوشیدن لباس سرژ

a blue serge dress

لباس سرژ آبی

a serge of police officers

گروهی از افسران پلیس

to march in a serge

برای رژه رفتن در یک سرژ

a serge of geese flying overhead

گروهی از غازها در حال پرواز بالای سر

a serge of nurses rushing to help

گروهی از پرستارانی که برای کمک عجله داشتند

to salute the sergeant

برای سلام کردن به سروان

a sergeant-at-arms in the parliament

سروان در پارلمان

to be promoted to sergeant rank

برای ارتقا به درجه سروانی

نمونه‌های واقعی

The most common kinds of woollen cloth are flannel, serge, merino, and tweed.

متداول‌ترین انواع پارچه پشمی، فلانل، سرژ، مرینو و توید هستند.

منبع: British Students' Science Reader

Would you make me a dust coat out of this serge?

آیا حاضرید یک کت غبار از این سرژ برای من درست کنید؟

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

He wore a blue serge suit and a white necktie stained with orange juice.

او یک کت و شلوار سرژ آبی و یک یقه سفید لکه دار با آب پرتقال پوشیده بود.

منبع: Stuart Little

She wore blue serge, and a smart fall hat.

او سرژ آبی پوشیده بود و یک کلاه پاییزی شیک به سر داشت.

منبع: Medium-rare steak

Biff Brannon changed his light seersucker trousers for dark-blue serge ones.

بیف برانون شلوار سی‌ساکر روشن خود را با شلوار سرژ آبی تیره عوض کرد.

منبع: The heart is a lonely hunter.

It was a parcel of moderate dimensions, wrapped up in a piece of black serge.

این یک بسته با ابعاد متوسط بود که در یک تکه سرژ سیاه پیچیده شده بود.

منبع: The Mystery of 813 (Part 1)

She took off the blue-dotted silk waist and put on the old brown serge she used to wear.

او بلوز ابریشمی آبی خالدار را درآورد و سرژ قهوه‌ای قدیمی که معمولاً می‌پوشید را پوشید.

منبع: Selected Works of O. Henry

In front of people, he was a serious sergeant in a serge suit and paid lip service to them.

در حضور مردم، او یک ستوان جدی با کت و شلوار سرژ بود و به آنها ادای احترام می‌کرد.

منبع: Pan Pan

He was dressed in a sort of Norfolk jacket of blue serge worn threadbare, with breeches of the same, and grey worsted stockings.

او با یک ژاکت نورفک از جنس سرژ آبی که کهنه شده بود، شلواری از همان جنس و جوراب‌های پشمی خاکستری پوشیده بود.

منبع: News from Wuyou Township (Part 1)

There were cashmeres, serges and vicunas there, and he declared that there was nothing better to be had, for you could never wear them out.

در آنجا کشمیرها، سرژها و ویکوناها وجود داشت و او اعلام کرد که چیز بهتری وجود ندارد، زیرا نمی‌توانید آنها را کهنه کنید.

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید