serjeanty

[ایالات متحده]/ˈsɑːdʒənti/
[بریتانیا]/ˈsɜrdʒənti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حق مالکیت زمین بر اساس خدمات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

military serjeanty

سربازان نظامی

serjeanty tenure

مدت زمان سرژانت

serjeanty duties

وظایف سرژانت

serjeanty lands

زمین‌های سرژانت

serjeanty rights

حقوق سرژانت

serjeanty service

خدمت سرژانت

serjeanty obligations

مسئولیت‌های سرژانت

serjeanty grants

وام‌های سرژانت

royal serjeanty

سرژانت‌های سلطنتی

serjeanty holdings

دارایی‌های سرژانت

جملات نمونه

he was granted serjeanty for his loyal service.

او به دلیل خدمت وفادارانه‌اش، سرژنتی دریافت کرد.

the serjeanty was a prestigious title in the medieval period.

سرژنتی عنوان معتبری در دوران قرون وسطی بود.

she inherited the serjeanty from her father.

او سرژنتی را از پدرش به ارث برد.

his duties as a serjeanty included maintaining order.

وظایف او به عنوان سرژنتی شامل حفظ نظم بود.

the serjeanty was a symbol of authority.

سرژنتی نمادی از اقتدار بود.

he served in the serjeanty for over a decade.

او بیش از یک دهه در سرژنتی خدمت کرد.

the role of serjeanty has evolved over the years.

نقش سرژنتی در طول سال‌ها تغییر کرده است.

they discussed the responsibilities associated with serjeanty.

آنها مسئولیت‌های مرتبط با سرژنتی را مورد بحث قرار دادند.

he took pride in his serjeanty and its history.

او به سرژنتی و تاریخ آن افتخار می‌کرد.

the serjeanty was awarded for acts of bravery.

سرژنتی برای انجام اقدامات شجاعانه اهدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید