| جمع | setlines |
setline adjustment
تنظیم خط
setline position
موقعیت خط
setline value
مقدار خط
setline tool
ابزار خط
setline feature
ویژگی خط
setline method
روش خط
setline model
مدل خط
setline control
کنترل خط
setline configuration
پیکربندی خط
setline parameters
پارامترهای خط
we need to setline our goals for the project.
ما باید اهداف خود را برای پروژه تعیین کنیم.
it's important to setline the rules before starting the game.
قبل از شروع بازی، تعیین قوانین مهم است.
can you setline the meeting time for tomorrow?
آیا می توانید زمان جلسه فردا را تعیین کنید؟
we should setline a budget for our vacation.
ما باید بودجه ای برای تعطیلات خود تعیین کنیم.
let's setline our priorities for the week.
بیایید اولویت های خود را برای هفته تعیین کنیم.
she will setline the agenda for the conference.
او دستور کار کنفرانس را تعیین خواهد کرد.
we need to setline a timeline for the project.
ما باید یک جدول زمانی برای پروژه تعیین کنیم.
it's essential to setline clear expectations with the team.
تعیین انتظارات واضح با تیم ضروری است.
he decided to setline his boundaries with friends.
او تصمیم گرفت مرزهای خود را با دوستان تعیین کند.
they need to setline their strategy for the competition.
آنها باید استراتژی خود را برای رقابت تعیین کنند.
setline adjustment
تنظیم خط
setline position
موقعیت خط
setline value
مقدار خط
setline tool
ابزار خط
setline feature
ویژگی خط
setline method
روش خط
setline model
مدل خط
setline control
کنترل خط
setline configuration
پیکربندی خط
setline parameters
پارامترهای خط
we need to setline our goals for the project.
ما باید اهداف خود را برای پروژه تعیین کنیم.
it's important to setline the rules before starting the game.
قبل از شروع بازی، تعیین قوانین مهم است.
can you setline the meeting time for tomorrow?
آیا می توانید زمان جلسه فردا را تعیین کنید؟
we should setline a budget for our vacation.
ما باید بودجه ای برای تعطیلات خود تعیین کنیم.
let's setline our priorities for the week.
بیایید اولویت های خود را برای هفته تعیین کنیم.
she will setline the agenda for the conference.
او دستور کار کنفرانس را تعیین خواهد کرد.
we need to setline a timeline for the project.
ما باید یک جدول زمانی برای پروژه تعیین کنیم.
it's essential to setline clear expectations with the team.
تعیین انتظارات واضح با تیم ضروری است.
he decided to setline his boundaries with friends.
او تصمیم گرفت مرزهای خود را با دوستان تعیین کند.
they need to setline their strategy for the competition.
آنها باید استراتژی خود را برای رقابت تعیین کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید