severs

[ایالات متحده]/ˈsɛvəz/
[بریتانیا]/ˈsɛvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قطع می‌کند یا جدا می‌کند؛ پایان می‌دهد یا خاتمه می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

severs ties

قطع روابط

severs connection

قطع ارتباط

severs all

قطع همه

severs links

قطع پیوندها

severs contract

قطع قرارداد

severs relationship

قطع رابطه

severs employment

قطع استخدام

severs agreement

قطع توافق

severs partnership

قطع شراکت

جملات نمونه

she severs all ties with her past.

او تمام ارتباطات خود را با گذشته قطع می‌کند.

the storm severs power lines across the region.

طوفان خطوط برق را در سراسر منطقه قطع می‌کند.

he severs his connection to the organization.

او ارتباط خود را با سازمان قطع می‌کند.

the knife severs the rope easily.

چاقو به راحتی طناب را قطع می‌کند.

the company severs its partnership with the supplier.

شرکت مشارکت خود را با تامین کننده قطع می‌کند.

the treatment severs the link between pain and memory.

درمان پیوند بین درد و خاطره را قطع می‌کند.

she severs her relationship for her own happiness.

او رابطه‌اش را برای خوشبختی خود قطع می‌کند.

the law severs the rights of the previous owner.

قانون حقوق مالک قبلی را سلب می‌کند.

he severs the branch from the tree.

او شاخه را از درخت جدا می‌کند.

the decision severs any hope of reconciliation.

تصمیم هرگونه امید به آشتی را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید