sewing-machine

[ایالات متحده]/ˈsəʊɪŋ məˌʃiːn/
[بریتانیا]/ˈsoʊɪŋ məˌʃiːn/

ترجمه

n. ماشینی برای دوختن پارچه‌ها به یکدیگر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sewing-machine needle

نخ سوزن ماشین چرخ

sewing-machine foot

پا ماشین چرخ

sewing-machine thread

نخ ماشین چرخ

sewing-machine parts

قطعات ماشین چرخ

جملات نمونه

my grandmother taught me how to use a sewing-machine when i was a child.

مادربزرگم به من یاد داد که وقتی بچه بودم چگونه از یک دستگاه دوخت و دوز استفاده کنم.

she bought a new sewing-machine with automatic features.

او یک دستگاه دوخت و دوز جدید با ویژگی های خودکار خرید.

the whirring of the sewing-machine filled the room.

صدای وزوز دستگاه دوخت و دوز اتاق را پر کرد.

he repaired the broken sewing-machine in his workshop.

او دستگاه دوخت و دوز شکسته را در کارگاه خود تعمیر کرد.

she threaded the sewing-machine with blue thread.

او نخ آبی را در دستگاه دوخت و دوز کرد.

i need to oil my sewing-machine before i start.

من باید قبل از شروع دستگاه دوخت و دوز خود را روغن کاری کنم.

she’s making a quilt using her old sewing-machine.

او در حال ساختن یک لحاف با استفاده از دستگاه دوخت و دوز قدیمی خود است.

the sewing-machine foot was stuck, so i cleaned it.

پایه دستگاه دوخت و دوز گیر کرده بود، بنابراین آن را تمیز کردم.

he carefully transported the heavy sewing-machine upstairs.

او با احتیاط دستگاه دوخت و دوز سنگین را به طبقه بالا حمل کرد.

she keeps her sewing-machine in a dedicated cabinet.

او دستگاه دوخت و دوز خود را در یک کابینت اختصاصی نگه می دارد.

the sewing-machine needle broke while i was stitching.

سوزن دستگاه دوخت و دوز در حین دوختن شکست.

she’s skilled at using a vintage sewing-machine.

او در استفاده از یک دستگاه دوخت و دوز قدیمی مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید