sewing-machine needle
نخ سوزن ماشین چرخ
sewing-machine foot
پا ماشین چرخ
sewing-machine thread
نخ ماشین چرخ
sewing-machine parts
قطعات ماشین چرخ
my grandmother taught me how to use a sewing-machine when i was a child.
مادربزرگم به من یاد داد که وقتی بچه بودم چگونه از یک دستگاه دوخت و دوز استفاده کنم.
she bought a new sewing-machine with automatic features.
او یک دستگاه دوخت و دوز جدید با ویژگی های خودکار خرید.
the whirring of the sewing-machine filled the room.
صدای وزوز دستگاه دوخت و دوز اتاق را پر کرد.
he repaired the broken sewing-machine in his workshop.
او دستگاه دوخت و دوز شکسته را در کارگاه خود تعمیر کرد.
she threaded the sewing-machine with blue thread.
او نخ آبی را در دستگاه دوخت و دوز کرد.
i need to oil my sewing-machine before i start.
من باید قبل از شروع دستگاه دوخت و دوز خود را روغن کاری کنم.
she’s making a quilt using her old sewing-machine.
او در حال ساختن یک لحاف با استفاده از دستگاه دوخت و دوز قدیمی خود است.
the sewing-machine foot was stuck, so i cleaned it.
پایه دستگاه دوخت و دوز گیر کرده بود، بنابراین آن را تمیز کردم.
he carefully transported the heavy sewing-machine upstairs.
او با احتیاط دستگاه دوخت و دوز سنگین را به طبقه بالا حمل کرد.
she keeps her sewing-machine in a dedicated cabinet.
او دستگاه دوخت و دوز خود را در یک کابینت اختصاصی نگه می دارد.
the sewing-machine needle broke while i was stitching.
سوزن دستگاه دوخت و دوز در حین دوختن شکست.
she’s skilled at using a vintage sewing-machine.
او در استفاده از یک دستگاه دوخت و دوز قدیمی مهارت دارد.
sewing-machine needle
نخ سوزن ماشین چرخ
sewing-machine foot
پا ماشین چرخ
sewing-machine thread
نخ ماشین چرخ
sewing-machine parts
قطعات ماشین چرخ
my grandmother taught me how to use a sewing-machine when i was a child.
مادربزرگم به من یاد داد که وقتی بچه بودم چگونه از یک دستگاه دوخت و دوز استفاده کنم.
she bought a new sewing-machine with automatic features.
او یک دستگاه دوخت و دوز جدید با ویژگی های خودکار خرید.
the whirring of the sewing-machine filled the room.
صدای وزوز دستگاه دوخت و دوز اتاق را پر کرد.
he repaired the broken sewing-machine in his workshop.
او دستگاه دوخت و دوز شکسته را در کارگاه خود تعمیر کرد.
she threaded the sewing-machine with blue thread.
او نخ آبی را در دستگاه دوخت و دوز کرد.
i need to oil my sewing-machine before i start.
من باید قبل از شروع دستگاه دوخت و دوز خود را روغن کاری کنم.
she’s making a quilt using her old sewing-machine.
او در حال ساختن یک لحاف با استفاده از دستگاه دوخت و دوز قدیمی خود است.
the sewing-machine foot was stuck, so i cleaned it.
پایه دستگاه دوخت و دوز گیر کرده بود، بنابراین آن را تمیز کردم.
he carefully transported the heavy sewing-machine upstairs.
او با احتیاط دستگاه دوخت و دوز سنگین را به طبقه بالا حمل کرد.
she keeps her sewing-machine in a dedicated cabinet.
او دستگاه دوخت و دوز خود را در یک کابینت اختصاصی نگه می دارد.
the sewing-machine needle broke while i was stitching.
سوزن دستگاه دوخت و دوز در حین دوختن شکست.
she’s skilled at using a vintage sewing-machine.
او در استفاده از یک دستگاه دوخت و دوز قدیمی مهارت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید