sews

[ایالات متحده]/səʊz/
[بریتانیا]/soʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پیوستن یا متصل کردن پارچه با استفاده از سوزن و نخ

عبارات و ترکیب‌ها

she sews clothes

او لباس می‌دوزد

he sews patches

او وصله می‌دوزد

someone sews quilts

کسی لحاف می‌دوزد

mom sews buttons

مادر دکمه می‌دوزد

they sews fabric

آنها پارچه می‌دوزند

she sews dresses

او لباس می‌دوزد

he sews bags

او کیف می‌دوزد

she sews costumes

او لباس‌های نمایشی می‌دوزد

they sews masks

آنها ماسک می‌دوزند

he sews toys

او اسباب‌بازی می‌دوزد

جملات نمونه

she sews beautiful dresses for her daughters.

او لباس‌های زیبا برای دخترانش می‌دوزد.

he sews patches onto his jeans to make them unique.

او وصله به شلوارهای جین خود می‌چسباند تا آن‌ها را خاص کند.

the tailor sews suits for special occasions.

خیاط لباس‌های مردانه را برای مناسبت‌های خاص می‌دوزد.

my grandmother sews quilts for the winter.

مادربزرگم برای زمستان لحاف می‌دوزد.

she sews costumes for the school play.

او لباس برای تئاتر مدرسه می‌دوزد.

he sews every weekend as a hobby.

او آخر هفته‌ها به عنوان سرگرمی می‌دوزد.

the artist sews together fabric pieces to create a collage.

هنرمند تکه‌های پارچه را به هم می‌چسباند تا یک کولاژ ایجاد کند.

she sews by hand for a more personal touch.

او به صورت دستی می‌دوزد تا حس شخصی‌تری داشته باشد.

he sews leather to make custom bags.

او چرم را برای ساخت کیف‌های سفارشی می‌دوزد.

the workshop teaches how to sew various patterns.

کارگاه آموزش می‌دهد که چگونه طرح‌های مختلف را بدوزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید