shakeups

[ایالات متحده]/ˈʃeɪkʌp/
[بریتانیا]/ˈʃeɪkˌʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل لرزاندن یا مختل کردن چیزی؛ تغییر یا اختلال قابل توجه

عبارات و ترکیب‌ها

business shakeup

تغییرات کسب و کار

leadership shakeup

تغییرات رهبری

market shakeup

تغییرات بازار

shakeup plan

برنامه تغییرات

shakeup effect

اثر تغییرات

shakeup strategy

استراتژی تغییرات

shakeup news

اخبار تغییرات

shakeup announcement

اعلام تغییرات

shakeup report

گزارش تغییرات

shakeup trend

روند تغییرات

جملات نمونه

the recent shakeup in the company has led to many layoffs.

تغییرات اخیر در شرکت منجر به تعدیل بسیاری از کارکنان شده است.

after the shakeup, new leadership emerged with fresh ideas.

پس از تغییرات، رهبری جدید با ایده های تازه ظهور کرد.

the political shakeup surprised many citizens.

تغییرات سیاسی بسیاری از شهروندان را غافلگیر کرد.

a shakeup in the management team is expected to improve efficiency.

تغییر در تیم مدیریت انتظار می رود بهره وری را بهبود بخشد.

investors reacted negatively to the shakeup in the board.

سرمایه گذاران به طور منفی به تغییر در هیئت مدیره واکنش نشان دادند.

the shakeup in the industry has created new opportunities.

تغییرات در صنعت فرصت های جدیدی ایجاد کرده است.

there was a major shakeup in the marketing department.

تغییرات اساسی در بخش بازاریابی رخ داد.

many employees are anxious about the upcoming shakeup.

بسیاری از کارمندان نگران تغییرات قریب الوق هستند.

the shakeup resulted in a complete overhaul of the strategy.

تغییرات منجر به بازنگری کامل استراتژی شد.

experts believe the shakeup will benefit the company in the long run.

متخصصان معتقدند که تغییرات در دراز مدت به نفع شرکت خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید