shakier

[ایالات متحده]/ˈʃeɪkiər/
[بریتانیا]/ˈʃeɪkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزان‌تر؛ ناپایدار؛ لرزان

عبارات و ترکیب‌ها

shakier ground

زمین لرزان

shakier hands

دست‌های لرزان

shakier voice

صدای لرزان

shakier nerves

اعصاب به هم ریخته

shakier confidence

اعتماد به نفس لرزان

shakier performance

عملکرد لرزان

shakier footing

موقعیت ناپایدار

shakier future

آینده نامطمئن

shakier economy

اقتصاد ناپایدار

shakier relationship

رابطه ناپایدار

جملات نمونه

her confidence felt shakier after the criticism.

اعتماد به نفس او پس از انتقادات ناثبات‌تر به نظر می‌رسید.

the ground became shakier during the earthquake.

زمین در طول زلزله ناثبات‌تر شد.

his voice sounded shakier when he spoke about the incident.

صدای او هنگام صحبت درباره حادثه ناثبات‌تر به نظر می‌رسید.

as the deadline approached, her plans grew shakier.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، برنامه‌های او ناثبات‌تر شد.

the bridge felt shakier than usual in the wind.

پل در باد از حد معمول ناثبات‌تر به نظر می‌رسید.

his grip on the handlebars was shakier after the fall.

گرفتن او به فرمان‌ها پس از سقوط ناثبات‌تر بود.

the stock market seemed shakier this week.

بازار سهام این هفته ناثبات‌تر به نظر می‌رسید.

her hands were shakier as she approached the stage.

دست‌های او هنگام نزدیک شدن به صحنه ناثبات‌تر بودند.

his performance was shakier than expected.

عملکرد او ناثبات‌تر از حد انتظار بود.

the old chair felt shakier with each use.

صندلی قدیمی با هر بار استفاده ناثبات‌تر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید