shallowed

[ایالات متحده]/[ˈʃæləʊd]/
[بریتانیا]/[ˈʃæləʊd]/

ترجمه

v. To become or make shallower.; To make something less deep or intense.
adj. Shallow; superficial.

v. سطحی‌تر شدن یا سطحی کردن؛ کم‌عمق یا کم‌شدت کردن چیزی. (v)
adj. سطحی؛ متظاهر. (adj)

عبارات و ترکیب‌ها

shallowed waters

آب‌های کم‌عمق

shallowed out

کم‌عمق شده

shallowed depth

عمق کم

shallowed area

منطقه کم‌عمق

shallowed channel

کانال کم‌عمق

shallowed slope

شیب کم‌عمق

shallowed line

خط کم‌عمق

shallowing quickly

به سرعت کم‌عمق شدن

shallowing gradually

به تدریج کم‌عمق شدن

shallowed seabed

کف دریا کم‌عمق

جملات نمونه

the river has shallowed considerably after the drought.

رودخانه پس از خشکسالی به طور قابل توجهی کم‌عمق شده است.

coastal waters often shallowed near the shore.

آب‌های ساحلی اغلب در نزدیکی ساحل کم‌عمق می‌شوند.

the channel shallowed, making navigation difficult.

کانال کم‌عمق شد و ناوبری را دشوار کرد.

the lake’s depth shallowed over the years due to silt.

عمق دریاچه در طول سال‌ها به دلیل رسوبات کم‌تر شده است.

the seabed shallowed towards the bay entrance.

کف دریا به سمت ورودی خلیج کم‌عمق‌تر می‌شد.

the reservoir’s water level shallowed during the summer.

سطح آب مخزن در طول تابستان کم‌تر شد.

the trench shallowed as erosion continued.

گودال با ادامه فرسایش کم‌عمق‌تر شد.

the area shallowed significantly after the construction.

منطقه پس از ساخت و ساز به طور قابل توجهی کم‌عمق‌تر شد.

the pool shallowed near the edge, perfect for children.

استخر در نزدیکی لبه کم‌عمق بود که برای کودکان عالی بود.

the bay’s waters shallowed, creating a safe harbor.

آب‌های خلیج کم‌عمق شدند و یک بندر امن ایجاد کردند.

the reef’s slope shallowed gradually towards the beach.

شیب صخره به تدریج به سمت ساحل کم‌شیب‌تر می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید