sheikdom

[ایالات متحده]/ˈʃeɪkdəm/
[بریتانیا]/ˈʃeɪkˌdʌm/

ترجمه

n. سرزمینی که توسط یک شیخ اداره می‌شود؛ قلمرو یا امارت شیخ
Word Forms
جمعsheikdoms

عبارات و ترکیب‌ها

oil sheikdom

کشور نفت‌خیز

arab sheikdom

کشور نفت‌خیز عرب

sheikdom rule

حاکمیت شیخ‌نشین

sheikdom wealth

ثروت شیخ‌نشین

sheikdom politics

سیاست شیخ‌نشین

sheikdom leaders

رهبران شیخ‌نشین

sheikdom culture

فرهنگ شیخ‌نشین

sheikdom borders

مرزهای شیخ‌نشین

sheikdom economy

اقتصاد شیخ‌نشین

sheikdom traditions

آد و رسوم شیخ‌نشین

جملات نمونه

the sheikdom is known for its vast oil reserves.

شیخ‌نشین به دلیل ذخایر عظیم نفت خود شناخته شده است.

many tourists visit the sheikdom for its luxurious resorts.

بسیاری از گردشگران به دلیل استراحتگاه‌های مجلل خود از شیخ نشین بازدید می‌کنند.

the sheikdom has a rich cultural heritage.

شیخ نشین دارای میراث فرهنگی غنی است.

investments in the sheikdom continue to grow.

سرمایه‌گذاری در شیخ نشین همچنان در حال رشد است.

the sheikdom's economy is heavily reliant on tourism.

اقتصاد شیخ نشین به شدت به گردشگری متکی است.

political stability is crucial for the sheikdom's growth.

ثبات سیاسی برای رشد شیخ نشین بسیار مهم است.

sheikdoms often have unique forms of governance.

شیخ نشین‌ها اغلب دارای اشکال منحصر به فردی از حکومت هستند.

the sheikdom is famous for its traditional festivals.

شیخ نشین به دلیل جشنواره‌های سنتی خود مشهور است.

many sheikdoms are located in the middle east.

بسیاری از شیخ نشین‌ها در خاورمیانه واقع شده‌اند.

development projects are underway in the sheikdom.

پروژه‌های توسعه در شیخ نشین در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید