| جمع | shelffuls |
shelfful of books
قفسه پر از کتاب
shelfful of toys
قفسه پر از اسباببازی
shelfful of clothes
قفسه پر از لباس
shelfful of games
قفسه پر از بازی
shelfful of photos
قفسه پر از عکس
shelfful of recipes
قفسه پر از دستور العمل
shelfful of tools
قفسه پر از ابزار
shelfful of papers
قفسه پر از کاغذ
shelfful of supplies
قفسه پر از لوازم
shelfful of ideas
قفسه پر از ایده
the library has a shelfful of books on history.
کتابخانه دارای قفسهای پر از کتاب در مورد تاریخ است.
she organized a shelfful of recipes for the cooking class.
او مجموعهای از دستور العملها را برای کلاس آشپزی سازماندهی کرد.
my office has a shelfful of files waiting to be sorted.
دفتر من دارای قفسهای از فایلهایی است که منتظر مرتبسازی هستند.
he bought a shelfful of toys for his children.
او تعدادی اسباببازی برای فرزندانش خرید.
the store displayed a shelfful of new gadgets.
فروشگاه ویترین قفسهای از گجتهای جدید را به نمایش گذاشت.
she has a shelfful of awards from her competitions.
او جایزه هایی از مسابقاتش دارد.
there’s a shelfful of magazines in the waiting room.
در اتاق انتظار قفسهای از مجلات وجود دارد.
he filled his room with a shelfful of memorabilia.
او اتاق خود را با قفسهای از یادگاریها پر کرد.
the artist has a shelfful of canvases ready for painting.
هنرمند دارای قفسهای از بومهای آماده برای نقاشی است.
she keeps a shelfful of journals to document her travels.
او قفسهای از دفترچهها را برای ثبت سفر خود نگه میدارد.
shelfful of books
قفسه پر از کتاب
shelfful of toys
قفسه پر از اسباببازی
shelfful of clothes
قفسه پر از لباس
shelfful of games
قفسه پر از بازی
shelfful of photos
قفسه پر از عکس
shelfful of recipes
قفسه پر از دستور العمل
shelfful of tools
قفسه پر از ابزار
shelfful of papers
قفسه پر از کاغذ
shelfful of supplies
قفسه پر از لوازم
shelfful of ideas
قفسه پر از ایده
the library has a shelfful of books on history.
کتابخانه دارای قفسهای پر از کتاب در مورد تاریخ است.
she organized a shelfful of recipes for the cooking class.
او مجموعهای از دستور العملها را برای کلاس آشپزی سازماندهی کرد.
my office has a shelfful of files waiting to be sorted.
دفتر من دارای قفسهای از فایلهایی است که منتظر مرتبسازی هستند.
he bought a shelfful of toys for his children.
او تعدادی اسباببازی برای فرزندانش خرید.
the store displayed a shelfful of new gadgets.
فروشگاه ویترین قفسهای از گجتهای جدید را به نمایش گذاشت.
she has a shelfful of awards from her competitions.
او جایزه هایی از مسابقاتش دارد.
there’s a shelfful of magazines in the waiting room.
در اتاق انتظار قفسهای از مجلات وجود دارد.
he filled his room with a shelfful of memorabilia.
او اتاق خود را با قفسهای از یادگاریها پر کرد.
the artist has a shelfful of canvases ready for painting.
هنرمند دارای قفسهای از بومهای آماده برای نقاشی است.
she keeps a shelfful of journals to document her travels.
او قفسهای از دفترچهها را برای ثبت سفر خود نگه میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید