shelfful

[ایالات متحده]/ˈʃɛlffʊl/
[بریتانیا]/ˈʃɛlffəl/

ترجمه

n. مقدار که می‌تواند توسط یک قفسه نگه‌داری شود؛ یک قفسه کامل
Word Forms
جمعshelffuls

عبارات و ترکیب‌ها

shelfful of books

قفسه پر از کتاب

shelfful of toys

قفسه پر از اسباب‌بازی

shelfful of clothes

قفسه پر از لباس

shelfful of games

قفسه پر از بازی

shelfful of photos

قفسه پر از عکس

shelfful of recipes

قفسه پر از دستور العمل

shelfful of tools

قفسه پر از ابزار

shelfful of papers

قفسه پر از کاغذ

shelfful of supplies

قفسه پر از لوازم

shelfful of ideas

قفسه پر از ایده

جملات نمونه

the library has a shelfful of books on history.

کتابخانه دارای قفسه‌ای پر از کتاب در مورد تاریخ است.

she organized a shelfful of recipes for the cooking class.

او مجموعه‌ای از دستور العمل‌ها را برای کلاس آشپزی سازماندهی کرد.

my office has a shelfful of files waiting to be sorted.

دفتر من دارای قفسه‌ای از فایل‌هایی است که منتظر مرتب‌سازی هستند.

he bought a shelfful of toys for his children.

او تعدادی اسباب‌بازی برای فرزندانش خرید.

the store displayed a shelfful of new gadgets.

فروشگاه ویترین قفسه‌ای از گجت‌های جدید را به نمایش گذاشت.

she has a shelfful of awards from her competitions.

او جایزه هایی از مسابقاتش دارد.

there’s a shelfful of magazines in the waiting room.

در اتاق انتظار قفسه‌ای از مجلات وجود دارد.

he filled his room with a shelfful of memorabilia.

او اتاق خود را با قفسه‌ای از یادگاری‌ها پر کرد.

the artist has a shelfful of canvases ready for painting.

هنرمند دارای قفسه‌ای از بوم‌های آماده برای نقاشی است.

she keeps a shelfful of journals to document her travels.

او قفسه‌ای از دفترچه‌ها را برای ثبت سفر خود نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید