shewn interest
نشان دادن علاقه
shewn evidence
نشان دادن شواهد
shewn respect
نشان دادن احترام
shewn support
نشان دادن حمایت
shewn results
نشان دادن نتایج
shewn promise
نشان دادن پتانسیل
shewn capability
نشان دادن توانایی
shewn clarity
نشان دادن وضوح
shewn intention
نشان دادن قصد
shewn talent
نشان دادن استعداد
shewn us the way to success.
به ما نشان دادند که چگونه به موفقیت دست یابیم.
he has shewn great talent in music.
او استعداد فوق العاده ای در موسیقی نشان داده است.
the results have shewn a significant improvement.
نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجهی بوده اند.
shewn in the report were the key findings.
یافته های کلیدی در گزارش نشان داده شده اند.
they have shewn their commitment to the project.
آنها تعهد خود را به پروژه نشان داده اند.
her actions have shewn that she cares.
اقدامات او نشان داده است که او اهمیت می دهد.
the study has shewn a correlation between diet and health.
مطالعه ارتباطی بین رژیم غذایی و سلامتی نشان داده است.
he has shewn remarkable resilience in tough times.
او تاب آوری فوق العاده ای در زمان های سخت نشان داده است.
the data shewn in the chart is compelling.
اطلاعات نشان داده شده در نمودار قانع کننده است.
the teacher has shewn patience with her students.
معلم با صبر خود با دانش آموزانش برخورد کرده است.
shewn interest
نشان دادن علاقه
shewn evidence
نشان دادن شواهد
shewn respect
نشان دادن احترام
shewn support
نشان دادن حمایت
shewn results
نشان دادن نتایج
shewn promise
نشان دادن پتانسیل
shewn capability
نشان دادن توانایی
shewn clarity
نشان دادن وضوح
shewn intention
نشان دادن قصد
shewn talent
نشان دادن استعداد
shewn us the way to success.
به ما نشان دادند که چگونه به موفقیت دست یابیم.
he has shewn great talent in music.
او استعداد فوق العاده ای در موسیقی نشان داده است.
the results have shewn a significant improvement.
نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجهی بوده اند.
shewn in the report were the key findings.
یافته های کلیدی در گزارش نشان داده شده اند.
they have shewn their commitment to the project.
آنها تعهد خود را به پروژه نشان داده اند.
her actions have shewn that she cares.
اقدامات او نشان داده است که او اهمیت می دهد.
the study has shewn a correlation between diet and health.
مطالعه ارتباطی بین رژیم غذایی و سلامتی نشان داده است.
he has shewn remarkable resilience in tough times.
او تاب آوری فوق العاده ای در زمان های سخت نشان داده است.
the data shewn in the chart is compelling.
اطلاعات نشان داده شده در نمودار قانع کننده است.
the teacher has shewn patience with her students.
معلم با صبر خود با دانش آموزانش برخورد کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید