shiftable gear
دنده قابل جابجایی
shiftable load
بار قابل جابجایی
shiftable seat
صندلی قابل جابجایی
shiftable panel
پنل قابل جابجایی
shiftable weight
وزن قابل جابجایی
shiftable surface
سطح قابل جابجایی
shiftable section
بخش قابل جابجایی
shiftable divider
جداساز قابل جابجایی
shiftable module
ماژول قابل جابجایی
shiftable barrier
مانع قابل جابجایی
the couch is shiftable to create more space in the living room.
مبل قابل جابجایی است تا فضای بیشتری در اتاق نشیمن ایجاد کند.
we need a shiftable design for the office layout.
ما به یک طرح قابل جابجایی برای طرح دفتر نیاز داریم.
her schedule is shiftable, allowing her to adapt to new projects.
برنامه او قابل جابجایی است و به او این امکان را می دهد تا با پروژه های جدید سازگار شود.
the shiftable panels in the building enhance natural light.
پانل های قابل جابجایی در ساختمان نور طبیعی را افزایش می دهند.
shiftable furniture can help maximize small spaces.
مبلمان قابل جابجایی می تواند به حداکثر رساندن فضاهای کوچک کمک کند.
they designed a shiftable workspace for better collaboration.
آنها یک فضای کاری قابل جابجایی برای همکاری بهتر طراحی کردند.
the shiftable nature of the equipment makes it versatile.
ماهیت قابل جابجایی تجهیزات آن را متنوع می کند.
shiftable resources can be allocated based on project needs.
منابع قابل جابجایی می توانند بر اساس نیازهای پروژه تخصیص یابند.
her shiftable priorities allowed her to manage her time effectively.
اولویت های قابل جابجایی او به او این امکان را داد که زمان خود را به طور موثر مدیریت کند.
the shiftable elements in the game add to its replay value.
عناصر قابل جابجایی در بازی به ارزش تکرار آن می افزایند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید