shiftiest

[ایالات متحده]/'ʃɪftɪ/
[بریتانیا]/'ʃɪfti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متغیر
فریبکار
زیرک

عبارات و ترکیب‌ها

shifty behavior

رفتار مشکوک

look shifty

مشکوک به نظر رسیدن

shifty eyes

چشم‌های مشکوک

جملات نمونه

too shifty to be trusted

خیلی زیرک برای اعتماد کردن

he had a shifty look about him.

او نگاهی فریبکارانه داشت.

I didn’t trust his shifty expression.

من به زبان حال فریبکارانه‌اش اعتماد نکردم.

it was a close race in a shifty wind on smooth water.

دریا در آب‌های آرام با وزش باد متغیر، مسابقه بسیار نزدیکی بود.

If you do, return Shifty Doppelganger to play.

اگر اینطور باشد، Shifty Doppelganger را برای بازی برگردانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید