shimmeringly bright
درخشان
shimmeringly clear
واضح
shimmeringly beautiful
زیبا
shimmeringly soft
نرم
shimmeringly golden
طلایی
the lake shimmeringly reflected the sunset.
دریاچه به زیبایی و انعکاسی، غروب خورشید را منعکس میکرد.
her eyes shimmeringly sparkled with joy.
چشمانش از شادی، به زیبایی و درخششی میدرخشیدند.
the silk fabric shimmeringly caught the light.
پارچه ابریشم به زیبایی و انعکاسی، نور را به خود جذب میکرد.
a shimmeringly beautiful aurora filled the sky.
شفق قطبی به زیبایی و درخششی، آسمان را پر کرد.
the city skyline shimmeringly rose in the distance.
خط افق شهر به زیبایی و انعکاسی، در دوردستها سر بر میآورد.
the stars shimmeringly dotted the night sky.
ستارگان به زیبایی و انعکاسی، آسمان شب را نقطهنقطه میکردند.
the champagne shimmeringly bubbled in the glass.
شامپاین به زیبایی و انعکاسی، در لیوان حباب میزد.
the snow shimmeringly covered the landscape.
برف به زیبایی و انعکاسی، منظره را پوشاند.
her hair shimmeringly cascaded down her back.
موهایش به زیبایی و انعکاسی، در امتداد پشتش جاری شدند.
the ocean shimmeringly stretched to the horizon.
اقیانوس به زیبایی و انعکاسی، تا افق امتداد داشت.
the dew drops shimmeringly clung to the grass.
قطرات شبنم به زیبایی و انعکاسی، به علفها چسبیده بودند.
shimmeringly bright
درخشان
shimmeringly clear
واضح
shimmeringly beautiful
زیبا
shimmeringly soft
نرم
shimmeringly golden
طلایی
the lake shimmeringly reflected the sunset.
دریاچه به زیبایی و انعکاسی، غروب خورشید را منعکس میکرد.
her eyes shimmeringly sparkled with joy.
چشمانش از شادی، به زیبایی و درخششی میدرخشیدند.
the silk fabric shimmeringly caught the light.
پارچه ابریشم به زیبایی و انعکاسی، نور را به خود جذب میکرد.
a shimmeringly beautiful aurora filled the sky.
شفق قطبی به زیبایی و درخششی، آسمان را پر کرد.
the city skyline shimmeringly rose in the distance.
خط افق شهر به زیبایی و انعکاسی، در دوردستها سر بر میآورد.
the stars shimmeringly dotted the night sky.
ستارگان به زیبایی و انعکاسی، آسمان شب را نقطهنقطه میکردند.
the champagne shimmeringly bubbled in the glass.
شامپاین به زیبایی و انعکاسی، در لیوان حباب میزد.
the snow shimmeringly covered the landscape.
برف به زیبایی و انعکاسی، منظره را پوشاند.
her hair shimmeringly cascaded down her back.
موهایش به زیبایی و انعکاسی، در امتداد پشتش جاری شدند.
the ocean shimmeringly stretched to the horizon.
اقیانوس به زیبایی و انعکاسی، تا افق امتداد داشت.
the dew drops shimmeringly clung to the grass.
قطرات شبنم به زیبایی و انعکاسی، به علفها چسبیده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید