shimmied

[ایالات متحده]/ˈʃɪmi/
[بریتانیا]/ˈʃɪmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی shimmy

عبارات و ترکیب‌ها

shimmied away

دور شد

shimmied up

بالا رفت

shimmied down

پایین رفت

shimmied past

از کنار عبور کرد

shimmied in

وارد شد

shimmied out

خارج شد

shimmied over

روی آن رفت

shimmied around

دور آن چرخید

shimmied along

همراه با آن رفت

shimmied together

با هم رقصید

جملات نمونه

she shimmied her way through the crowded dance floor.

او با حرکات موزون از میان جمعیت در حال رقص حرکت کرد.

the cat shimmied up the tree to escape the dog.

گربه برای فرار از سگ به درخت بالا رفت.

he shimmied into his jacket before heading out.

او قبل از بیرون رفتن، کت خود را پوشید.

they shimmied along the narrow ledge with great skill.

آنها با مهارت فراوان در امتداد لبه باریک حرکت کردند.

the dancer shimmied to the rhythm of the music.

رقاص با ریتم موسیقی تکان خورد.

she shimmied down the slide with a big smile.

او با لبخندی بزرگ از سرسره پایین آمد.

he shimmied past the obstacles on the course.

او از موانع مسیر عبور کرد.

the little girl shimmied in excitement when she saw the puppy.

وقتی دختربچه توله سگ را دید، از هیجان تکان خورد.

she shimmied her hips to attract attention.

او برای جلب توجه، به رقص درآورد.

he shimmied up to the bar to order a drink.

او برای سفارش نوشیدنی به بار رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید